«دیدار با فرهاد حسن زاده در نمایشگاه کتاب»

نمایشگاه کتاب بزرگترین فایده‌اش نفس کشیدن در هوای کتاب است. دیدن دوستان و دوستداران کتاب، دیدن مخاطبانی که از جغرافیاهای متفاوت می‌آیند تا سهمی از جهان خواندنی‌ها و آگاهی‌ها برگیرند.

برنامه دیدارهای من با مخاطبان در نمایشگاه کتاب امسال فعلا این‌گونه است.

   @farhadha  برگرفته از کانال تلگرام دیوارفرهاد حسن زاده

«تب مجموعه‌داری»

                

۱۹ اردیبهشت با مجموعه‌های خود به موزه بیایید!
در این برنامه از مجموعه‌های هیجان‌انگیز دیدن می‌کنیم و با مجموعه داری و موزه داری از طریق بازی و فعالیت آشنا می‌شویم.
 این برنامه در روز جمعه فقط در یک نوبت برگزار می‌شود:
ساعت ۱۴_۱۷
برنامه‌‌‌ جمعه برای همه گروه‌های سنی ۵سال به بالا مناسب‌ است و برای شرکت در این برنامه‌ می‌تونید با مراجعه به سایت موزه کودکی ایرانک ثبت‌نام کنید

https://iranak.org  آدرس سایت

@ iranak_org  برگرفته از کانال موزه کودکی ایرانک

معرفی کتاب «بندبازان»

 

      

                  

• نویسنده: دیوید آلموند
• مترجم: شهلا انتظاریان
• ناشر: ایران‌بان
• نوبت چاپ: چهارم - ۱۴۰۱
• تعداد صفحات: ۳۳۵
• نوع کتاب: رمان نوجوان
• گروه سنی: ۱۳+

• معرفی‌کننده: زهرا محسنی

- داستان در باره‌ی پسری به نام دومینیک هال است که در انگلستان در کناره‌ی رودخانه‌ی تاین در محله‌ای فقیرنشین با پدری که کارگر کارخانه‌ی کشتی‌سازی است و مادری مهربان و نرم‌خو زندگی می‌کند.

پسری مهربان و خلاق که رویای نویسنده شدن را در سر می‌پروراند.
او از کودکی با دختری به نام هالی استرود که در همسایگی‌شان زندگی می‌کند و عاشق نقاشی است دوست و هم‌بازی می‌شود، با هم به مدرسه می‌روند، با هم تمرین بندبازی می‌کنند و در آن ماهر می‌شوند و با هم بزرگ می‌شوند. ولی ناگاه دومینیک از هالی فاصله می‌گیرد.
و با این‌که نوجوانی سربه‌راه، منضبط، درس‌خوان و موفق است به وینسنت مک الیندن پسر شرور و خشن محله و مدرسه که سه سال از او بزرگتر است نزدیک می‌شود و به تشویق او دست به خلاف‌کاری، دله‌دزدی، کشتن بی‌هدف و بی‌رحمانه‌ی پرندگان و حیوانات، هرزه‌گردی و کارهای بسیار زشت و ناپسند دیگر می‌زند!
- دومینیک در این بیراهه تا کجا پیش می‌رود و عاقبت دوستی پاک و عمیق او با هالیِ زیبا، باهوش و هنرمند به کجا می‌رسد؟ پیشنهاد می‌کنم خودتان این کتاب فوق‌العاده را بخوانید و لذت ببرید.
- دیوید آلموند نویسنده‌ی پرآوازه و محبوب کودکان و نوجوانان است و جایزه‌های متعددی از جمله جایزه‌ی کارنگی و جایزه‌ی دوسالانه‌ی هانس کریستین آندرسن را برای آثارش کسب کرده است. او می‌کوشد در کنار زیبایی‌های زندگی، واقعیت‌هایی مثل وجود فقر، بی‌عدالتی،  تضاد طبقاتی، خشونت و ... را در جامعه به نوجوانان نشان دهد تا آن‌ها با چهره‌ی واقعی زندگی آشنا شوند.
 در این رمان که رمانی عاشقانه است، به موضوع‌هایی مانند میل به هویت‌یابی و استقلال‌طلبی در دوران بلوغ، سردرگمی و نوسان بین دو جهان لطافت و خشونت، مهربانی و پرخاشگری و چالش در انتخاب بین آن‌ها، ایجاد تعادل بین احساسات متضاد، تأثیرپذیری از الگوهای متفاوت رفتاری در خانواده و اجتماع همچنین دغدغه‌های فلسفی نوجوانان به خوبی پرداخته است. 
• بخشی از کتاب:
- سعی کردم خودم را طوری تصور کنم که در دنیا فارغم و نیازی ندارم با دنیا و با خودم بجنگم. چه می‌شد اگر چنین تصور دلپذیری واقعیت می‌یافت؟
وینسنت مک الیندن بودن چگونه بود؟ مثل او شکل گرفتن، مثل او متولد شدن، مثل او بزرگ شدن، خواسته‌ها و عادت‌هایی مثل او داشتن؟ چه می‌شد اگر من وینسنت مک الیندن بودم.
این پرسش‌ها پاسخی نداشتند. اما کلافه‌ام می‌کردند و کلافه‌ام می‌کردند. آیا همه را کلافه می‌کردند؟ چه می‌شد اگر من کس دیگری بودم؟ چرا من، من بودم؟ چرا؟ چرا من یک نفر دیگر نبودم؟
 برگرفته از کانال تلگرام :موسسه_مادران_امروز

«گرامی داشت روز معلم»

                                                                  

     

با درود بر محضر گرانقدر همه‌ی معلمان.
معلمی یک جریان چند سویه و متاثر از عوامل گوناگون است.
معلمی کردن بدون اثرپذیری از جامعه و نگرش‌های حاکم بر آن و مسائل اقتصادی موجود در جامعه مفهوم ندارد.
معلم به‌تنهایی و بدون توجه به یادگیرنده‌ها که خود در عمل به‌نوعی آموزش‌دهنده نیز هستند از مفهوم تهی می‌شود.
هر یادگیرنده نیز از خانواده‌ای می‌آید که خود نیازمند یادگیری‌های گوناگون مربوط به آموزش است.
به‌این‌ترتیب معلمی ابعادی پیدا می‌کند که آن را تنها از یک حرفه یا شغل بودن، خارج می‌کند.
 برگرفته از کانال تلگرام #موسسه_مادران_امروز

«پیام روز جهانی کتاب کودک ۲۰۲۵»


          

زبان تصاویر

نویسنده :ریان ویسر

تصویرگر :یانکه ایپن بورخ
ترجمه :عطیه الحسینی

می‌توانی برای کلمه‌ها تصویری بکشی،

برای حرف‌هایی که می‌گویم؟
بعد تکه‌ای از تصویر را
سرد بکش
باد بکش
گرهی در گلو
یا بدشانسی را بکش.
یک سرفه بکش
یک آه
عطر نان تازه
زمان
یک لحظه
شروع یا پایان
یک نقشه را،
جایی را بکش
هر کجا که باشد
جایی که نیست
جایی که قرار است
اتفاقی در آن بیفتد.
درد یک فشار را بکش
مزه‌ی دریا را بکش.
چیزهای زیادی هست
که دلم می‌خواهد ببینم
مثل عشق
شاید روزی
روزگاری سهم من شود.
برای شعرم تصویری خلق کن
 و لطفاً خیالت راحت
 این کلمات متعلق به توست
 حتی اگر از دهان من
 بیرون آمده باشد.
 برگرفته از کانال تلگرام: موسسه مادران امروز