گزارش بررسی نشریه باران جوانه

با یاد و نام او

گزارش بررسی دو ماه­نامه باران جوانه

شماره های 3 (دی-بهمن)، 4 (اسفند-فروردین)

و 5 (اردیبهشت-خرداد) 1403-1402

                            



گروه بررسی نشریات

شورای کتاب کودک

تابستان 1403

 


فهرست

درباره ما..........................................................................3

نحوه بررسی گروه...............................................................4

ویژگی ظاهری....................................................................5

سرمقاله..........................................................................7

یادداشت .......................................................................9

داستان........................................................................10

شعر............................................................................20

مقاله..........................................................................21

معرفی مشاهیر.............................................................23

معرفی کتاب.................................................................23

معرفی فیلم................................................................. 23

                         گفت ­وگو..........................................................27

      گزارش ........................................................................... 30

    بررسی تصویر...................................................................30

      سخن آخر.........................................................................33

 

 

 

 

 

درباره ما

گروه نشریات شورای کتاب کودک از سال1376 به بررسی نشریات کودک و نوجوان پرداخته است. کارشناسان گروه بر اساس معیارهای ارزیابی ژورنالیستی و ادبیاتی نشریات را به صورت آماری و تحلیلی بررسی کرده و گزارش آن را در اختیار مسئولین مجلات قرار می دهند. ارائه گزارش به مسئولین نشریات، برگزاری نشست و داشتن تعامل با آنان فضای مناسبی را برای استقبال از نظرات گروه فراهم می آورد.

گروه هدف گزارش ها، هیات تحریه نشریات، دانشجویان، پژوهشگران و علاقه مندان این حوزه هستند.

·                 سرپرست گروه: الهه سیاوشیان

·                 مسئول روابط عمومی و کارشناس سرگرمی: میترا سیاوشیان

·                 کارشناس داستان: آفرین قاسمیه

·                 مسئول وبلاگ: فرحناز ایمانی

·                 ویراستار: الهه سیاوشیان

اعضای گروه بررسی دوره یک­ساله (1402) به ترتیب الفبا عبارتند از:

1- فرحناز ایمانی                                                       

2- وجیهه تیموری

3- صمد رهبریار

4- زینب رنجبر

5- الهه سیاوشیان

6- میترا سیاوشیان                                                  

7- آفرین قاسمیه

 

 

 

نحوه بررسی گروه

گروه بررسی نشریات شورای کتاب کودک علاوه بر بررسی نشریات چاپ پایتخت، به نشریات شهرستان هم توجه دارد.  ارائه گزارش بررسی­ها به دو صورت انجام می شود:

الف- گزارش بررسی جزء به جزء                                          ب- گزارش بررسی مطالب برتر

بررسی جزء به جزء شامل نشریاتی است که برای نخستین بار بررسی می شوند یا در سال های گذشته بررسی شده اند ولی ساختار آن به کل تغییر کرده است. نحوه بررسی هر نشریه به صورت بحث و تبادل نظر کارشناسان گروه و کار میدانی با کودکان است.

ب- گزارش بررسی مطالب برتر

در سال 1392 گروه با هدف ارتقاء سطح سلیقه بصری و محتوایی مسئولین نشریات و مخاطبان هم­چنین گسترش دامنه مخاطبان خود اعم از والدین و مربیان، بر روی مطالب برتر نشریات متمرکز شد. بدین منظور گروه معیارهای جدید و سخت گیرانه­تری به معیارهای ارزیابی خود افزود وگزارش مط­الب برتر هر ماه به زبان ساده بر روی سایت کتابک (KETABAK.ORG) و وبلاگ گروه magchild.blogsky.com)) قرار می­گرفت. در نتیجه مخاطبان می­توانستند با نشریاتی که مطالب برتر بیشتری دارد آشنا شوند.

به طور مشخص بررسی­های مطالب برتر ابتدا از نشریات خردسال شروع شد و سه سال ادامه یافت. در سال 95 علاوه بر گزارش مطالب برتر نشریات در حوزه خردسال، نشریات در حوزه­ی کودک و نوجوان هم به آن افزوده شد و تا سال 97 ادامه داشت.

تهیه و ارسال گزارش­ها به صورت داوطلبانه انجام می­گیرد و در پایان سال کاری شورایی، گزارش­ها به مسئولین شورای کتاب کودک و مسئولین نشریات ارائه می شود.

در این گزارش به بررسی جزء به جزء سه شماره از دو ماه­نامه «باران جوانه» در سال1402 پرداخته شده است.

 

 

دو ماه­نامه باران جوانه

مجله باران جوانه، صاحب امتیاز و مدیر مسئول مرضیه احمدی صالح، دبیر تحریریه «ملیکا طاهری فرزام» با شورای سردبیری هر دو ماه یک­بار منتشر می­شود. مجله از داستان­های تیم «بچه­های ماه» زیر نظر «فرهاد حسن زاده» بهره برده است. شماره­های 3 و 4 به صورت چاپی و شماره 5 در پلتفرم طاقچه عرضه شده است. شماره های بررسی شده3 (دی-بهمن)، 4 (اسفند1402-فروردین) و 5 (اردیبهشت-خرداد) 1403-1402 را شامل می شود.

ویژگی ظاهری

شماره های سوم و چهارم در قطع 27،5 × 21سانتی متر، در چهار رنگ به صورت چاپی و شماره پنجم در دو رنگ در فضای مجازی منتشرشده است. این مجله اولین  سال انتشارخود را پشت سر می گذارد. باران جوانه ماهنامه فرهنگی نوجوانان است که به دلایل اقتصادی به دو ماه نامه تبدیل شده است. از سوی دیگر مجله تا شماره 4 چاپی با قیمت  60،000 تومان و از شماره 5 اینترنتی در طاقچه با قیمت 30،000 تومان به فروش می­رسد.

روی جلد نامواره، شماره، تاریخ، تعداد صفحه، قیمت، مدت انتشار، گروه سنی مخاطب، رویکرد و پرونده مجله به چشم می­خورد.  نشریه دارای شناسنامه، نشانی الکترونیک و اینستاگرام است.

باران جوانه دارای صفحه فهرست و درج آگهی تبلیغاتی است. صحافی نسخه های چاپی دوام پذیر و جلد شماره سوم از کاغذ معمولی و شماره چهارم کاغذ گلاسه است. شماره­گذاری صفحه­ها از صفحه فهرست آغاز می­شود. تعداد صفحات مجله از 28 تا 40 صفحه متغیر است.

طرح روی جلد

-در شماره 3، طرح روی جلد تصویری چهار رنگ از دختری که یک طرف چهره او محجبه و طرف دیگر آرایش شده است. این طرح با تابوشکنی فرهنگ سنتی و مدرن را درکنار هم به تصویر کشیده است. بر روی جلد عنوان بندی دیده می­شود.

-در شماره 4، تصویر مناسبتی که نشان دهنده سردی زمستان، در حال گذار و فرا رسیدن بهار است. گل های رنگی در پایین صفحه امیدوار کننده و آمدن بهار را نوید می­دهند.

-در شماره5، تصویر مجمسه مردی در حال تفکر بخشی از پایه مجسمه Meeting Place   اثر «پل دی» در ایستگاه «سنت پانکراس» لندن است. بهتر بود مجله درباره مجسمه و سازندة و مکان آن توضیح می­داد. تصویر در دو رنگ سیاه و سفید، سرد و بی روح مردی را نشان می­دهد که در حال تفکر است و با تصویر پشت جلد تکمیل می­شود. هم­چنین زنی ناراحت و نا امید که به دست خود تکیه داده است. تصویر حس خوشایندی را به مخاطب القا نمی­کند. نام تصویرگر یا هنرمند طرح های روی جلد ذکر نشده است.

نامواره (لوگو)

نامواره باران جوانه خوانا خلاقانه به شکل قطرات باران طراحی شده است. از نقطه نظر ژورنالیستی نامواره می بایست خوانا با فونتی ثابت در جایی ثابت بر روی جلد خودنمایی کند. لوگوی باران جوانه با فونتی ثابت، درشت در دو رنگ سیاه و سفید در شماره های 3 و 4 بالای صفحه در جایی ثابت به چاپ رسیده ولی در شماره 5 اندازه فونت و جای آن تغییر کرده است. 

صفحه داخل جلد

مجله در دو شماره چاپی خود (3 و4) سه صفحه شامل صفحه داخل جلد، پشت جلد و صفحه آخر  را به آگهی مرتبط با فعالیت­های فرهنگی آموزشی اختصاص داده است. 

شناسنامه

باران جوانه با شناسنامه کامل شامل آدرس دفتر مجله، شماره تماس، نشانی الکترونیک، وب سایت و اینستاگرام به معرفی هیات تحریریه و بچه­ های ماه پرداخته است.

صفحه فهرست

در نسخه­ های چاپی مجله، صفحه فهرست با شناسنامه در یک صفحه قرار دارد. عناوین فهرست جذب مخاطب دارد. در نسخه اینترنتی سبک و سیاق آن تغییر کرده شماره صفحه ­ها با موضوع مطالب در کادرهای جداگانه آورده شده است. درشت بودن شماره صفحه­ ها از صفحه 13 تا 25 آن­ها را مخدوش کرده که با کوچک شدن اعداد این اِشکال برطرف می­شود.

سرکلیشه

داشتن سرکلیشه در مجله کمک می­کند تا مخاطب با حال و هوای صفحه آشنا شود و صفحه های ثابت و مورد علاقه ­ی خود را بعد از خواندن چند شماره به راحتی دنبال کند. باران جوانه فاقد سرکلیشه است.

صفحه آرایی

یکی از ویژگی های جذب مخاطب در هر مجله صفحه­ آرایی آن است. در شماره­ های 3 و 4، نشریه با رعایت رنگ ­های صفحه­ های کناری و تصاویر مرتبط با متن صفحه­ آرایی مناسبی دارد. ولی در نسخه اینترنتی( شماره 5) به صفحه ­آرایی کمتر توجه شده به طوری که فونت بسیار ریز با فاصله خطوط کم مطالعه را برای مخاطب دشوار می­ سازد. 

مطالب مجله شامل سرمقاله، داستان، مقاله، یاداشت، شعر، گزارش، گفت­ وگو، معرفی کتاب، فیلم و مشاهیر است.

 

تفکیک موضوعی سه شماره نشریه باران جوانه 1402-1403

  موضوع

تعداد

سرمقاله

یادداشت

داستان

نمایش­نامه

شعر

مقاله

سرگرمی

معرفی

گفتگو

گزارش

کتاب

فیلم

مشاهیر

65

3

5

26

1

2

5

0

5

5

7

5

1

100%

4.6%

7.6%

40%

1.5%

3%

7.6%

0

7.6%

7.6%

10.7%

7.6%

1.5%

درصد بیشتر مطالب سه شماره بررسی شده به داستان با 40% اختصاص دارد. در نشریه به بخش شعر کم توجهی شده و سرگرمی وجود ندارد.

سرمقاله

سرمقاله‎ها در صفحه‌ای بدون سرکلیشه و در مواردی بدون تیتر ( شماره 5) با قلمی ادبی و توصیفی به رشتة تحریر درآمده‌اندکه تم مجله و نحوه پرداخت موضوع را برای خوانندگان مشخص می‌کنند.

-در شماره3، سرمقاله با عنوان «سفر به اعماق جوانی» با سروده «آرمیتا شهنازی» گریزی لطیف و غیرمستقیم به انتخاب‌ها و تصمیم‌گیری‌های هرفرد در موقعیت‌های مختلف زندگی اعم از شادی، ترس، حیرت و ... است. متن در ادامه واضح‌تر درباره موضوع اصلی مجله که «سبک زندگی» و زوایایی که بدان پرداخته شده ‌است سخن می‌گوید. شیوه بیان غیرمستقیم و بسیار ساده و روان و درعین حال کوتاه و مختصر، دوری از تعریف‌ها و تئوری‌های صرف و استفاده از مثال و مصداق، باعث می‌شود ذهن مخاطب به آرامی با محتوای مجله و شیوه طرح موضوع آشنا شود. تصویر همراه متن است و می‌تواند مصداق یکی از موقعیت‌های توصیف‌شده در متن باشد: «کنج آرامش گزیدن و به هیاهوی خارج از پنجره نگاه کردن یا در دفتر یک روانکاو خود را از اضطراب خالی کردن.»

-در شماره 4، با عنوان «نخستین بهار بارانی ما»، دو بخش دارد. بخش نخست به قلم مدیرمسئول و بخش دوم به قلم «آرمیتا شهنازی» است. با این که تم اصلی مجله، استقبال از بهار و سال نو است، ولی در صفحه خاکستری‌ رنگ سرمقاله که فقط چند شاخه گل نرگس روی آخرین تکه‌های برف زمستان دارد، چشم مخاطب به رنگ و بوی بهار گشوده نمی‌شود و صفحه کاملا کدر و خاکستری است. مدیر مسئول در این یادداشت از همکاران نوجوان نشریه تقدیر کرده ‌است که کار ارزشمندی است. وی هم‌چنین به رخ­داد اجتماعی سال ۱۴۰۲ اشاره می‌کند و در ادامه می‌گوید که شناخت جدیدی به دهه هشتادی‌ها پیدا کرده و از قضاوت‌های کلیشه‌ای و پیش‌داوری‌های تکراری درباره آنان فاصله گرفته‌است. این مطلب خالی از حول حالناهای رایج و تبریکات مرسوم است. نویسنده سبزترین بهار را برای تیم «باران جوانه» آرزو می‌کند و با تشویق و تقدیر از آنان سخن خود را به پایان می‌رساند.

سپس بخش دوم سرمقاله با شعری از «پل الوار» درباره بهار و زندگی دوباره طبیعت و تأثیر عشق و امید در بهاری‌کردن زندگی آدمیان آغاز می‌شود و به سیاق سرمقاله شماره‌های پیشین، رویکرد نشریه و زاویه دید تحریریه را توضیح می‌دهد و با آرزوی بهار صلح‌آمیز، تمام می‌شود.

در کل سرمقاله این شماره، علیر‌غم محتوایی که به مخاطب اعتماد به نفس می‌دهد و یاد رفتگان جاوید را گرامی می‌دارد و بر نقش اجتماعی نوجوان تأکید می‌کند، به لحاظ رنگ و روی صفحه و تصاویر، کدر و مأیوس‌کننده است و حال و هوای بهاری ندارد.

-در شماره 5، مطلب نه‌تنها مانند شماره‌های قبلی سرکلیشه ندارد بلکه عنوان هم ندارد. قلم دبیر تحریریه نیز ادبی است و پر از توصیفات و تشبیهات که گاه کلام را پیچیده و حتی بی‌معنا کرده‌اند و نشان می‌دهد نویسنده اسیر لفاظی و سانتی‌مانتالیسم (احساس‌زدگی) است. مانند خصم ناظم به زیر سایه آشغال سبزی‌های پلاسیده نقل مکان می‌کرد. عبارت «خصم ناظم» به دلیل کاربرد واژه خصم که در زبان نوجوان امروز چندان رایج نیست، ترکیب ضعیف و نامناسبی است. هم­چنین مشخص نیست که زیر سایه آشغال سبزی‌های پلاسیده کجای مدرسه است که خصم ناظم به آنجا نقل مکان می‌کند. یا در جمله «پل چوبی که باید از آن عبور می‌کردیم از آغاز تا پایان به نازکی خلال دندان شده بود»، منظور از پل چوبی کجاست؟ و نازک شدن پل به اندازه یک خلال دندان می‌خواهد چه معنا و تصویری را به مخاطب منتقل کند؟ به نظر می‌رسد تنها قسمت معنادار این متن، شعر و جمله پایانی آن باشد. پیشنهاد می‌شود سردبیر برای نگارش سرمقاله از استعارات و تشبیهاتی استفاده کند که برای مخاطب قابل درک و فهم باشد.

یادداشت

در شماره های بررسی شده تعداد 5 یادداشت دیده می­شود.

-در شماره 3، مطلب با عنوان «تلفن همگانی سرکوچه»  به قلم «گیتی صفرزاده» اشاره به پیشرفت فن­آوری و تغییر ارزش­ها در نسل جدید و مقایسه آن در گذشته و حال دارد. نسلی که مطالبه­ گر است ولی احترام نمی­ گذارد. نویسنده به نقد مخاطبی می پردازد که سر در تلفن همراه دارد و برای ارزش­های موجود جامعه ارزشی قائل نیست. او در پایان مقاله با طرح سوال­ هایی درباره معنای زندگی ذهن مخاطب را به چالش می­ کشاند و بدون پاسخ به پرسش‌ها او را به حال خود رها می کند. بهتر بود نویسنده حتی الامکان به نوجوان جهت و راهکار نشان می داد تا با قدری تفکر یا جستجو به پاسخ مطرح شده یکی از 9 پرسش برسد. یادداشت در انتها اضافه می­کند: «بیایید به این پرسش­ها پاسخ دهیم.» اما مشخص نیست چگونه؟ برای ارتباط تصویر تلفن و گوشی دیده می­شود ولی راه ارتباطی ذکر نشده است. زبان مقاله هماهنگ با زبان نوجوان ولی مخاطب آن بزرگسال است.

-در همین شماره، (ص 26) مطلب با عنوان «مخ زنی به سبک «ناصر پشتک وارو» به قلم «دریا حسینی» درباره نوجوانی و مسائل آن مانند ارتباط با والدین، رفیق ناباب، نوجوانی و جنس مخالف البته با زبان طنز مناسب مخاطب نوجوان می­گوید. نویسنده مخاطب را می­ شناسد و با زبان او آشناست. تصاویر هماهنگ با متن است.

-در شماره 4، یادداشت با عنوان «دوازده سال­هایی که از دست می روند» به قلم «گیتی صفرزاده» درباره از خودگذشتگی برای بزرگ کردن فرزند و قدرنشناسی نسل جدید سخن می­ راند. گرچه مقاله به زبان نوجوان نزدیک است، مخاطب آن بزرگسال  است. تصویر نوجوانی را در پرتو نور موبایل نشان می ­دهد شاید به بی ­توجهی نوجوانان اشاره دارد.

-در شماره5، با عنوان «بلاتکلیف تکرار کنکور یک­باره» به قلم «رامتین ناحیه» متن با رگه­ هایی از طنز به شکایت از روزهای تکراری با کارهای تکراری مانند تست زدن چند هزارتایی برای آماده شدن آزمون کنکور می ­پردازد. نویسنده از انتشاراتی که کتاب­هایش را با قیمت نجومی می­ فروشد و از طرفی برای دانش­ آموزان و پشت کنکوری­ ها دلسوزی کرده و اشک تمساح می­ ریزند انتقاد می­ کند. بهتر بود نویسنده از زبان طنز بیشتری استفاده بیشتری می­کرد تا از استرس دوران کنکور بکاهد. مطلب با فونت ریز و  فاصله خطوط کم، خواندن را دشوار کرده است.

-در همین شماره، یادداشت با عنوان «کلاس هنر تراز علوم انسانی» به قلم «فراز قاصد» انتقادی  است از  شرایط موجود جامعه در راستای کنکور و معضلات آن. یادداشت از زبان دانش ­آموز سال آخر دبیرستانی است که می­ خواهد خود را برای کنکور آماده سازد. او با جریان سیال ذهن به سفر تاریخی رفته و خود را در ایران باستان و تهرانی که سیاست زده نیست و دوستش دارد تصور می­کند.  با نام اهورامزدا آرام می­ گیرد، با شنیدن آتشکده  بهرام به پرواز خیال در می­ آید، ساختارشکنی می­ کند و از زمانی می­ گوید که نه وارد مسجد می­ شده و نه به الله فکر می‌کرده. نویسنده در ادامه نتیجه می‌گیرد آزمون  کنکور در مقابل آزمون زندگی هیچ است. او قصد دارد با این جمله که کنکور کوچکترین آزمون زندگی ماست از استرس دانش­ آموزان کنکوری بکاهد.

·                در مجموع، مخاطبِ یادداشت­های شماره 3 و 4 بزرگسال است که از ارزش­ گذاری­ های بین دو نسل سخن می­ گوید و در شماره 5، روی سخن با مخاطب نوجوان نزدیک به گروه سنی جوان است که قصد دارد از دشواری‌های آزمون کنکور بکاهد. 

داستان

در سه شماره بررسی شده تعداد 26 داستان و 1 نمایش­نامه دیده شده که از این تعداد 11 داستان و 1 نمایش­نامه توسط هیأت تحریریه، 13 داستان از تیم نشریه بچه­ های ماه و 2 داستان با نویسنده نامعلوم و به سفارش گروه شاپرک  به رشتة تحریر درآمده است که به طور جداگانه بررسی شده ­اند.

داستان­ های نشریه

13داستان با موضوع­های بدبینی، لذت بردن از مسیر زندگی، پذیرش تفاوتهای فردی، بحران روحی، چالش­های تعطیلات نوروزی، کنکوری­ ها، مفید بودن، هویت گمشده در آزمون کنکور و قربانی کنکور با درون­مایه های روان­شناختی و اجتماعی از سوی هیئت تحریریه به چاپ رسیده است.  در میان آن­ها یک نمایشنامه دیده می­ شود.

-در شماره 3، داستان «معاشرت اجباری با وزغ جماعت» به قلم «شیدا درخشی» به تفاوت میان دنیای واقعی و دنیای مجازی و بدبینی به خاطر تجربه­ های ناخوشایند می ­پردازد. کگوری، شخصیت اصلی داستان، در گفت ­وگو با ماهی طلایی از نکات مثبت و منفی تفکراتش دررابطه با مفهوم دوستی آگاه می شود و حقیقت را در صحبت­ های ماهی طلایی درک می کند. داستان از روند منطقی برخوردار و مناسب مخاطب نوجوان است. در صفحه اول ستون دوم «ماهی» در جایی «ماهی بوگندو» و در پایان ستون «ماهی جون» خطاب می­ شود که یکدستی متن را از بین می ­برد. صفحه ­آرایی ساده و تصویر قورباغه در زمینه سبز کم­رنگ هم­چنین تصویر پرچم قرمز در گوشه صفحه اول منطبق با داستان است. در میانه داستان به طور غیر منتظره، مطلبی از جنس روانشناسی است که چند موضوعی است و پس از این وقفه، داستان ادامه یافته و به پایان می­ رسد. گرچه مطلب در رابطه با مفاهیمی هم­چون دوستی، انتخاب دوستان، دوستی­ های سمی و علامت پرچم قرمز است و مناسب مخاطب مجله؛ پیشنهاد می­ شود برای جلوگیری از پراکندگی و گسیختگی ذهن مخاطب، نخست داستان به طورکامل بیاید و پس از آن مبحث روان­شناختی بیان شود. پرداختن به مقوله دوستی برای نوجوان که در حال آشنایی با جامعه و زندگی جمعی هستند از نکات مثبت در انتخاب موضوع داستان است.

-در همین شماره داستان «هیچ؛ مثل سرنوشت یک سوسک بالدار» به قلم «فراز قاصد» آمده است. راوی همان شخصیت اول داستان، برای فاصله گرفتن از فضای ناامیدی و شکست که بخش مهمی از آن به چالش­های قبولی در مدارس خاص برای نخبه شدن باز می­ گردد، به سفری کوتاه می­رود تا شاید بتواند از حال­ وهوای شرایط دشوار روحی رها شود. داستان تجربه شخصی نوجوانی است که افکار او درگیر سنت و مدرنیته است. در واقع داستان زبان حال نوجوان است که در آن اشاراتی به دین و فلسفه می­ شود. در اصل، داستان به نوعی بیان تقابل بین سنت و مدرنیته است که گاهی برخی از نوجوانان  با آن روبه­ رو می شوند. نکته مثبت در داستان رسیدن نوجوان به درک هدف زندگی و لذت بردن از مسیر آن است. اشکالی که می­ توان به داستان گرفت  اشاره غیرمستقیم به مرگ­ های خودخواسته است که می­ تواند برای مخاطب نوجوان بسیار خطرناک باشد چنان­که در ستون دوم پاراگراف اول آمده است: «من انسان مختاری هستم که نه به خواسته خودم به این دنیا آمدم و نه به اختیار خودم این دنیا را ترک می ­کنم. از اعماق قلبم صدایی می ­آید. آن صدا راهی پیدا کرده تا بتوانم با اراده خودم از دنیا بروم.» گرچه بعد می­ گوید که «به سرعت آن صدا را خفه می­ کنم» اما بیان چنین ایده ­ای مناسب نیست. زبان و لحن داستان صمیمی و ساده است. تصویر پنجره با درونی سیاه اما گلدانی که از آن سبزه­ هایی بیرون ریخته است شاید به همان درون دوگانه نوجوان اشاره داشته باشد.

-در همین شماره داستان «سیگار بهمن یواشکی در میانه ­های تاریخ بیهقی» به قلم «سیدمحمود کمانه» به روابط میان دوستان، صمیمیت و لذت بردن از دورهمی با وجود اختلاف نظر می­ پردازد. شکل ­گیری بحث های ادبی، سیاسی و اجتماعی میان شخصیت­های داستان گاه با زبان طنز در آمیخته که موجب جذابیت آن شده است. به طور کلی نویسنده به چند وجهی بودن نوجوان پرداخته است و علیرغم آنچه در ظاهر به نظر می­­ رسد آن­ها از سواد بالایی در ادبیات، سیاست و .. برخوردار هستند؛ این امر مانع ازآن می­ شود که درباره آن­ها قضاوت سطحی کرد. این مسئله به واقعیت در جامعه بسیار نزدیک است. در ستون اول داستان پاراگراف دوم اعداد به زبان انگلیسی نوشته شده. بهتر است اعداد به زبان فارسی و بین دو عدد خط فاصله باشد. استفاده از حروف الفبا به عنوان شخصیت­های داستان ایده جالب و شاید نشانه آن است که چه فرقی می­ کند اسم آدم­ها چه باشد، مهم حرف­ها و عمل آن­هاست. در گفت ­وگو میان شخصیت­های داستان از زبان محاوره­ ای و اصطلاحات رایج در بین قشر نوجوان استفاده شده است. تصویر به مضر و سمی بودن سیگار و نفی آن با خردکردن در مشت اشاره دارد؛ گرچه در متن به قبح سیگارکشیدن توسط شخصیت­های داستان اشاره­ ای نشده است تصویر مکمل متن است.

-در همین شماره داستان «بوسه و لاک قرمز فراموش نشود» توسط «غزل صفوی» به رشته تحریر در آمده است. داستان گفت­ وگویی است میان روان­شناس و مراجعی که دچار بحران روحی شده و با کابوس هایی دست ­و ­پنجه نرم می کند. فضای داستان غم انگیز بوده و حکایت از گم­ گشتگی در خود، ترحم و شرم دارد و روایت­گر بحران­­ هایی است که نوجوان ممکن است گاهی با آن روبه رو شود و یا زخم­هایی که در ناخودآگاه می­ ماند. نویسنده در داستان با استفاده از تشبیه و استعاره، متن خود را به نوشته­ ای ادبی نزدیک کرده است. مانند «با سیاهی چشمان درشتت مثل برگ­های پاییزی نقطه ­­ای را روی زمین دنبال می­ کردی»  یا «تو گم شده بودی، اما نه در میان درختان مصنوعی، در میان برگ­­های پاییزی که با وسوسه ­های باد معلق شده بودند و از خودکامگی­­ های زمستان زمین ­گیر.» پرداختن به موضوع بحران­های روحی رده سنی مخاطب در داستان از نکات مثبت است. ناهماهنگی بین متن و تصویر دیده می­ شود. در تصویر شاخه ­ای گل در دست مشاهده می ­شود درحالی­که در متن به یک لیوان آب در دست دختر اشاره شده است.

-در شماره 4، داستان «عید دیدنی با دکتر دماغ آویزان» به قلم «ملیکا طاهری» به توصیف حال­ و­هوای شب چهارشنبه ­سوری در یک روستای دور افتاده می ­پردازد. صحنه ­پردازی­ های داستان توانسته زمان و مکان داستان را به­ خوبی نشان دهد و شخصیت ­های داستان در فضاسازی­ ها جا افتاده ­اند. راوی شخصیت اصلی داستان انسانی دماغ ­آویزان و دکتر روستاست که روحیه ­ای منفی و ناامید دارد. آدمی که درآرزوی شادی است و شادی را نیاز خود می ­داند ولی انگار تلاشی برای رسیدن به این شادی نمی ­کند. درحالی­که شادی در روستایی که پزشک آنجاست خیلی ساده و دردسترس است حتی مایه سلامت جسمی مردم و برکت روستا می­ باشد. مهمان دکتر درست در مقابل اوست. او که از پرواز خود جامانده به راحتی با مردم روستا به شادی می­ پردازد و آرزوی این مشارکت هرساله را دارد. نویسنده به خوبی این تقابل را نشان داده است. عنوان داستان مخاطب را کنجکاو می­کند تا بفهمد این دکتر چه نوع آدمی می­تواند باشد. داستان آغاز و پایان مناسبی دارد و تصویر نیز با متن هماهنگ است.

-در همین شماره داستان مناسبتی «شوهر خاله جان لطفا بی خیال من شوید!» به قلم «رامتین ناحیه» یادآوری خاطرات تعطیلات نوروزی جوانی است که از دوران نوجوانی خود نقل کرده است. خاطراتی که از آن با مصائب نوروزی یاد کرده و با تکالیف نوروزی، تن دادن به دید و بازدیدهای اجباری و صحبت های تکراری و نه چندان دل­نشین بزرگ­ترها عجین شده است. نکته درخور توجه این که راوی بعد از سال­ها از آن خاطرات به نیکی یاد می­ کند. زبان ساده، خودمانی و طنزآمیز نویسنده موجب جذب مخاطب می­ شود و او را تا پایان با خود همراه می کند.

در شماره 5، داستان «صاحب­ مرده­ های زنده» به قلم «بیدار جوهری» داستانی است که از سه قسمت تشکیل شده است. راوی دو قسمت اول یک «هندزفری روشن­فکر» است که در طول روایت مشخص نیست که چرا روشن­فکر است.  قسمت دوم موضوع عشق میان یک ماگ قدیمی و روح درون او و گفت­ وگوی میان آن­هاست و از زبان ماگ روایت می­ شود؛ اما در انتها راوی سوم شخص هم وارد می ­شود. این دو شیئ یعنی هندزفری و ماگ متعلق به آقایی بوده که به تازگی درگذشته است. قسمت سوم داستان را هم «دم و بازدم­ های» یک جوان کنکوری بازگو می­ کند که در نهایت در جلسه کنکور آخرین نفس خود را می­ کشد. درهریک از قسمت­ ها مخاطب در نهایت با موضوع مرگ مواجه است و زنجیره اتصال بخش­ ها نیز مردی است که مرده است، خانواده او و اشیایی که متعلق به او بوده ­اند. نوشته به رمان­های مدرن شباهت دارد و گیج کننده است. شاید مخاطب عام نتواند هیچ ارتباطی با داستان برقرار کند. اشکالی در داستان مشاهده می­ شود: در خط هفتم نوشته شده دم 9128 که بازدم با آن یکی شده و مجددا 9128  تکرار شده است . در حالی که بازدم 9129 می شودکه اشکال دارد. تصویر برش خورده­ ای در کنار متن دیده می­ شود که با اشیا درون متن هماهنگ نیست.

-در همین شماره داستان «مُهر آخرین مرگ را من می­ زنم» به قلم «ملیکا طاهری فرزام» روایت پزشکی است که ظاهرا با رانت و استفاده از تمام امکانات وارد رشته پزشکی شده و اکنون که در پزشکی قانونی یک شهر مشغول به­ کار است احساس ناامیدی و ناکارآمدی دارد. او که از طبقه فرادست جامعه بوده حالا خود را تنها یک «مرگ­ شناس» تلقی می­ کند. وقتی به مدرسه ­ای که خانم معلم در آن کار می­ کند می­ رود متوجه می­ شود که  تنها قادر است از راه حل­های درست، جواب درست دربیاورد اما هدایت راه حل­های غلط به جواب­های درست، از دستش برنمی­ آید. منظورش این است که به روشی که برای ورود به دانشگاه یعنی تست ­زنی یاد گرفته بوده در واقع او را باسواد نکرده است. در داستان با نقد روش­ های غلط آموزشی، بی­ عدالتی، عدم توزیع مناسب امکانات آموزشی و رفاهی و بهداشتی در مناطق مختلف کشور روبه­ رو هستیم که نویسنده به­ خوبی آن را در قالب این روایت خاطره­ گونه و در نقاطی با طعنه و کنایه بیان می­ کند. در تصویر تنها به دود و آتشی که در پشت سبزه­ زاری دیده می ­شود اکتفا شده است و ارتباطی با موضوع داستان ندارد.

-در همین شماره داستان «سرنوشت پاسخنامه ­های سپید صندلی­ های خالی» به قلم «علی شریفی» از زبان یک نوجوان افغانستانی است در رابطه با مشکلاتی که برای ادامه تحصیلات دانشگاهی در ایران با آن روبه­ رو هستند. نویسنده معضل نابرابری ادامه تحصیل و زندگی بخشی از جامعه را که شاید ناخواسته مجبور به مهاجرت از کشور خود شده­­ اند را به تصویر کشیده است. کودکان افغانی که در این کشور به دنیا آمده ­اند و در رابطه با مهاجرت پدرانشان که غیرقانونی به ایران آمده ­اند بی ­تقصیرند. اما سوال­هایی که می ­تواند ذهن مخاطب را درگیر کند این است که چه کسی مقصر است؟ قوانین ایران؟ جنگ؟ چه کسانی موجب جنگ و درپی آن مهاجرت­ های ناخواسته می ­شوند؟ اشکالاتی در داستان مشاهده می ­شود. درستون اول شخصیت داستان که راهی جلسه کنکور است مدتی با دوست خود وارد گفت­ وگو و چانه ­زنی­ می ­شود که باورپذیر نیست زیرا کسی که درحال رفتن به جلسه امتحان است دیگر وقت آن را ندارد که این­قدر در رفتن تعلل کند. هم­چنین در ستون اول معلوم نیست چرا شخصیت داستان می­ گوید که اگر در تعویض روغنی کار کند می ­تواند از زیربار هویتش شانه خالی کند. و در ستون دوم دوستش می­ گوید «تو که می­ گفتی از این رشته بدم می­ آید.» معلوم نیست کدام رشته منظور اوست؟

-در همین شماره داستان کوتاه «مدفن رویای از دست رفته» به قلم «یاسمن قنادیان» در واقع به نقد کنکور و به دام افتادن جوانان در دام کلاس­های کنکور، استفاده از کتاب­های کنکور بی ­شمار، مشاورهای متعدد و..... برای رسیدن به هدفشان که قبولی «در یک رشته خوب در یک دانشگاه خوب» است اشاره دارد. افزون بر نقد، انتظاری که شاید اطرافیان نوجوان کنکوری یا خود آن شخص از خود دارد پرداخته می­ شود. راوی کتاب­های کنکور را «آلت قتاله» می­ داند و آنها را عامل خودکشی خواهرش تلقی می­ کند؛ درضمن خود را نیز مقصر می­داند که چرا به تغییرات روحی خواهرش و افسردگی او واکنش درستی نشان نداده است. ایرادهایی که در این داستان یا روایت مشاهده می­ شود اشاره به برداشتن سیگار توسط راوی از روی میز که احتمالا به دلیل تسکین روحی خود است و مناسب مخاطب نشریه نیست. هم­چنین علاوه براین  که به خودکشی در روایت اشاره می­ شود نحوه خودکشی  را هم می­ گوید که به هیچ­وجه قابل توجیه نیست. فضای داستان به شدت تیره­ و­تار است و مناسب مخاطب نوجوان نیست. متاسفانه داستان­­های این شماره که با پرونده کنکور ارائه شده است بیشتر به مرگ و ناامیدی و خودکشی می­پردازد و تاثیر مخربی بر مخاطب دارد.

 نمایش­نامه

نمایش­نامه «آینده سراسری» به قلم گروهی از نویسندگان به نگارش درآمده است. صحنه نمایش، سالن امتحان کنکور است. وضع ظاهری و تیپ شخصیتی بازیگران به­ خوبی توصیف شده است؛ به­ نحوی که مخاطب به ­راحتی می­ تواند هم صحنه و هم بازیگران را در ذهن تصویر کند. شخصیت­ ها باور پذیر و قابل تعریف بوده و انتخاب کاراکترها از طیف­ های مختلف جامعه صورت گرفته است. حالت­های مختلفی که هریک از شرکت­ کنندگان در جلسه امتحان دارند به ­خوبی توصیف شده و استفاده از زبان طنز نمایشنامه را جذاب و خواندنی کرده است.

داستان­ های شاپرک

 در نشریه دو داستان با موضوع رعایت ایمنی در فضای مجازی دیده می­ شود که به نظر می­ رسد به سفارش شرکت شبکه الکترونیکی شاپرک باشد.

-در شماره 3، داستان با عنوان «قاتلان پرداخت کامل. چگونه در قلاب «فیشینگ» گیر نکنیم؟!» با موضوع کلاه­برداری اینترنتی، درون­مایه اجتماعی درباره خدمات بانکداری الکترونیکی است. شاید به گونه ­ای تبلیغات شرکت شاپرک باشد.  انتقال آگاهی و هوشیاری مضاعف به خصوص به قشر کودک و نوجوان یک نیاز اساسی است که می­توان در قالب داستان به آن پرداخت. نشریه با خلاقیت در این مورد کارکرد مناسبی داشته است که این آگاهی را به طور غیر مستقیم به مخاطب منتقل کرده است. تصویرگر داستان از تکنیک رئال و المان­ های خانواده ایرانی بهره برده که تکمیل کننده متن است.

-در شماره 4، «داستان رویایی کدهای زبل. از پرداخت امن تا درگاه مطمئن» یک داستان فانتزی از زبان کدها است.  داستان نیازمند پانوشت­ هایی است تا کارآیی کدهای مختلف مشخص شود زیرا خواننده هیچ اطلاعاتی درباره کدهای مورد نظر ندارد. تصویر داستان از تکنیک رئال استفاده شده که مناسب داستان­های عاشقانه مجلات خانوادگی است. جدا از عدم هم­خوانی با ریتم تصویری مجله، مناسب رده سنی کودک و نوجوان نیست.

·                در مجموع داستان­ها از تنوع موضوعی برخوردارند و درآن­ها به برخی دغدغه­ های نوجوانان و جوانان پرداخته شده است. مخاطب در پرونده کنکور، با انواع مشکلات و ناامیدی­ هایی که برای آمادگی آزمون کنکور وجود دارد روبه ­رو شده است. این حجم از اطلاعات با بار منفی و اضطراب نتیجه­ ای جز نا امیدتر کردن مخاطب به همراه ندارد. یقینا فشارهای زیادی در این پروسه متوجه مخاطب است اما مطرح کردن صرفا جنبه ­های دشوار جز نابودی امید، بهره­ ای نخواهد داشت. این بزرگ­نمایی در داستان «مدفن رویای از دست رفته» به اوج رسیده و به پایان تلخ خودکشی انجامیده است تا جایی که نویسنده به نوع خودکشی هم اشاره دارد. نقد شیوه پذیرش دانشجو می­ تواند به شکل مناسب­ تری بیان شود تا نوجوانان را از حالت پریشانی و ناامیدی به فضاهای مثبتی رهنمون کند. سئوال اینجاست آیا در جامعه­ ای که هر روز با اخبار خودکشی نوجوانان روبروست انتشار چنین افکاری در داستان ها مخاطب را ترغیب به این کار نمی­ کند؟  مسئولین نشریه می ­بایست با نگاهی عمیق تر به معضلات جامعه بیندیشند و سنجیده تر آن ها را مطرح کنند و به دلیل شرایط نابسامان روحی جامعه و دشواری که مخاطب در آن قرار می گیرد داستان هایی با هدف ایجاد انگیزه و بالا بردن اعتماد به نفس انتخاب و در مجله منتشر کنند.

درسوتیتر نیازی به نقطه گذاری نیست.  اما نشریه در شماره 5، از این قاعده پیروی نکرده است. سوتیترهای داستان­ها با فونت درشت است. برای ایجاد فضای بیشتر در صفحه داستان­ ها، از فونت کوچک­تری استفاده گردد و فونت متن که بسیار ریز است و خواندن را سخت می­ کند درشت­تر و فاصلة خطوط بیشتر شود.در داستان­های شماره 5، نام نویسندگان بر روی تصاویر درج شده است. برای جلوگیری از مخدوش شدن تصاویر نام نویسنده از روی تصاویر حذف شده و در مکان مناسب تری قرار گیرد.

داستان ­های بچه ­های ماه

نشریه در پایان هر شماره صفحاتی را به چاپ آثار هنرجویان داستان­ نویسی کارگاه­ های آقای «فرهاد حسن­ زاده» اختصاص داده است. در شماره بررسی­ شده آثار شامل 1 شعر، 13 داستان از هنرجویان و 1 داستان کوتاه اثر «فرهاد حسن ­زاده» است. فقط در شمارة 3، عکس نویسنده یا شاعر همراه اثر دیده می­شود.

-در شماره 3، داستان «عشق، مرگ، ربات» به قلم «محمد عابدینی» است. نویسنده تلاش ربات دست­ساخت انسان را در نجات گیاهی که هیچ امیدی به زنده ­ماندن ندارد به تصویر کشیده است. فضاسازی­ های داستان فارغ از هرگونه لفاظی و کنار هم قراردادن شخصیت­های طبیعی و غیرطبیعی است. تقابل میان امید و ناامیدی یک موضوع فلسفی و روان­شناختی را ساخته است. در متن گاه منطق داستانی وجود ندارد. به طور مثال «به باغچه وسط انباری نگاه کردم.» وسط انباری باغچه احداث نمی­ شود. شاید وسط جایی که انباری در­آن قرار دارد باغچه ­ای وجود داشته است. تصویر رباط همراه با گیاه را نشان می­ دهد که با متن هماهنگ است.

-در همین شماره، داستان «آخرین گاومیش» به قلم «یسنا شوشتری» با صحنه­ پردازی­ های مناسب و بیان زمان و مکان، مخاطب را با حال­ وهوای وقایع داستان آشنا می­کند. مخاطب، داستان را به صورت سکانس ­های یک فیلم مشاهده می­ کند. نویسنده به دغدغه ­ها و مشکلات مردم، همچون فقر و خشکسالی در برخی مناطق محروم جنوبی کشور اشاره دارد. استفاده از زبان محلی در برخی گفتگوها و طرح باورهای محلی از ویژگی­های این داستان است که نویسنده به ­خوبی از عهده آن برآمده است. تصویرگاومیش همراه با خورشید را نشان می ­دهد که با متن هماهنگ است.

-در همین شماره، داستان «پیانو خودش را می­ نوازد» به قلم «آوا طباطبایی» با کنش­های نیمه ­ترسناک و هیجان­ انگیز شروع می­ شود که تا نیمه های متن ادامه پیدا می­ کند؛ اما از نیمه دوم، داستان شکل دیگری به ­خود می­ گیرد و منطق داستان و باورپذیری آن زیر­سوال می ­رود. به ­طور مثال مخاطب از خود خواهد پرسید اگر هر شب ظرف­ ها می­ شکسته چطور کسی درپی یافتن دلیل آن نبوده، یا مادر خانواده کجاست؟ پدر چکاره است و چه ویژگی­های رفتاری و اخلاقی دارد که دختر نمی­ خواهد مانند او باشد؟ گرچه تصویر گربه و کلاویه پیانو را نشان می­ دهد و با متن هماهنگ است، اگر  اندازه آن کوچکتر بود فضای بیشتری در اختیار متن قرار می­ گرفت و فاصله بین خطوط بیشتر بود و خواندن به راحتی انجام می­ شد.

-در همین شماره، داستان «فرشته پازل، شیطانک حلیم» به قلم «فائزه یاراحمدی» با توصیف یک مکان مذهبی، مردمی که در یک مراسم مذهبی شرکت کرده­ اند و سن و خلق­و­خوی این مردم و همچنین نوع برخورد مسن ­ترها با بچه ­ها آغاز می ­شود. داستان شاید تجربه واقعی نویسنده نوجوان از چنین محیط­ هایی باشد. نویسنده از تعلیق و کشمکش و هیجان در طرح داستان خود استفاده کرده است؛ اما برای پیدا شدن قطعه پازل گمشده آن­قدر حوادث گوناگون پشت سرهم رخ می­دهد که روابط میان کنش­ها بی­ منطق می­ شود و همین بی ­منطقی باعث می ­شود متن باورپذیر نباشد. حتی مخاطب متوجه نمی ­شود که در انتها چگونه قطعه پازل گمشده سراز زیر تشک مادربزرگ درآورده است. داستان به  کاسه حلیم اشاره دارد، تصویر سوپ را نشان می ­دهد.

-در همین شماره، دل­نوشته «بشقاب فیبر، لقمه حسرت» به قلم «نگار عسگری» متن کوتاهی است که به یک یادداشت روزانه شبیه است و اتفاقات تکراری یک روز را به تصویر می­ کشد. جمله آغازین متن تاثیرگذار است «هر روز زاده شدن و هر تولد را نوشتن» که حاکی از باور نویسنده به مرگ موقت شبانه و تولد دوباره در آغاز هر روز است. اما حرف اصلی در ستون دوم بیان می­ شود: دختری بدون اعتماد­به ­نفس ظاهرا به دلیل نداشتن هیکل و ظاهری مطلوب که او را از برخی لذایذ زندگی مثل خوردن محروم می­ کند. مسئله ای که دغدغه بسیاری از نوجوانان امروز جامعه به­ ویژه دختران است. تصویر نیمی از یک ظرف غذا را نشان می­ دهد که در ارتباط با متن است.

-در شماره 4، دل­نوشته ­ای با عنوان «درخت دختر بالای پله سوم» از آقای فرهاد حسن­ زاده است. دل­نوشته ­که با جملات و محتوایی نمادین از مصیبت­ هایی که دختران جامعه ما دچار آن هستند آغاز و از نیمه دوم آرزوی درونی نویسنده مطرح می­ شود؛ آرزویی که از آن محروم است.

-در همین شماره، داستان «علوسک هلولا» به قلم «کیمیا اکبری» استفاده از لهجه اصفهانی، که در اصل لهجه محل زندگی نویسنده است، هم­چنین بهره­گیری از لحن کودکانه در گفت ­وگوها موجب شده داستان را باورپذیر کند. در بخش دوم داستان که صحنه تغییر می­ کند و به درون آژانس می­رود درابتدا توالی کنش­ ها و گفت­ وگوها منطقی نیست و مخاطب مجبور می­ شود آن را بارها بخواند و برای خود تصویرسازی کند که کدام کنش قبل از دیگری اتفاق افتاده است. سن نویسنده در ابتدای داستان آمده است و نویسنده باوجود سن کم به­ خوبی از پس طراحی داستان برآمده است.

-در همین شماره، داستان «نفرین شاه­ ماهی ­ها» به قلم «یلدا زارع» با بهره ­گیری از زبان لری در گفت­ وگوها، متن را جذاب و شیرین کرده است. نویسنده با فلش­بک و وقایع حال، شخصیت داستان را به یاد وقایع گذشته می­اندازد.  توصیفات و فضاسازی­ ها قوی و فضای روستایی، سبک زندگی مردم، باورها و روابط بین آن­ها به­ خوبی ترسیم و توصیف شده است. خواننده به­ راحتی با راوی که شخصیت اول داستان است هم­ذات­ پنداری می ­کند. نویسنده در پایان­ بندی داستان موفق عمل کرده است. تصویر هماهنگ با متن است.

-در همین شماره، داستان «برف­ بستنی» به قلم «آیه اسلامی» به­ خوبی به مسئله طرد­شدگی و رها­شدگی کودک بعد از ازدواج مجدد یکی از والدین اشاره می­ شود. کودکانی با این تجربه ممکن است حامی خیالی غیرهم­جنس برای خود پیدا ­کنند و به او دل­بسته می ­شوند. نویسنده با تابوشکنی، اضافه می­ کند کودک با حامی خیالی خود در آینده قرار است ازدواج کند. شروع داستان شعرگونه است و ایکاش به همان شکل شعر نوشته می­ شد. نویسنده از شگرد جریان سیال ذهن بهره گرفته است، اما در بخش سوم داستان مسیر داستانی به ناگهان گم می ­شود و تزلزل در نوشته و وقایع پیش­ آمده به چشم می­ خورد اما در انتها دوباره نویسنده خود را باز می­ یابد و پایان درستی را رقم می­ زند. تصویر آدم برفی را نشان می­ دهد که با متن هماهنگ است. تصویر می ­توانست در مقیاس کوچکتر باشد که متن با سفیدخوانی بیشتر به چاپ رسد.

-در شماره 5، داستان «سرخرگ­ها و سیاهرگ­های شکلاتی» به قلم «یکتا رحمتی» به موضوع مهاجرت جوانان اشاره دارد. مهاجرت که دغدغه و مبتلابه بسیاری از جوانان امروز است. نویسنده گاه از تشبیهات استفاده می­ کند. برخی از اشکال­ها در داستان به صورت گل­ درشت خودنمایی می­ کنند در داستان آمده پرواز خارجی از فرودگاه مهرآباد انجام شده در حالی­که سال­هاست پروازها به خارج از کشور از این فرودگاه انجام نمی­ شود. هم­چنین در ستون دوم که ساعتی از پرواز نگذشته راوی می­ گوید برادرش الان نزدیک امریکاست. یا در پایان داستان پسر چارشانه ­ای که به داخل کافه می­ آید و برادر راوی است به خاطر دستور ترامپ نتوانسته وارد امریکا شود و برگشته در حالی­که پسر میز بغلی ظاهرا در گوشی خود تازه داشته به این خبر گوش می­ داده و همه این اتفاقات تنها در چند ساعت رخ داده که باورپذیر نیست.

-در همین شماره، «آخرین غروب تابستان» به قلم «دلارام دلیری» دل­نوشته­ ای است که گاه از گذر زمان می­ گوید و گاه از لحظات دوست ­نداشتنی مدرسه. نویسنده از احساس خود نسبت به مرگ زمان می­ گوید و آن را به غولی تشبیه می­ کند که از میلیاردها سلول تشکیل شده است، سلول­ها می­ میرند اما غول متوجه مرگ آنها نیست. بهتر بود نویسنده امیدوارانه می­ نوشت در ازای سلول­های مرده هرلحظه سلول­هایی زاده می­ شوند که می­ توان قدر آن­ها را دانست و به بهترین وجه از آن­ها لذت برد و بهره ­مند شد. اما درعین­ حال نویسنده در آخرین پاراگراف علاوه بر بیان سن خود، امیدوارانه می­ گوید که قطعا خورشید آخرین روز تابستان دوباره روزی برمی­ گردد و  «با منی بهتر و تابستانی­ تر» سخن می­گوید. به ­نظر می­رسد نوجوان میان امید و نا امیدی دست­ وپا می­ زند که ویژگی سن اوست. اما چگونه می­ توان بارقه ­های امید بیشتری را برای نوجوانان آفرید؟!!! تصویر غالب بر متن است که در مقیاس کوچکتر می توانست متن از سفیدخوانی برخوردار شود.

-در همین شماره، «برق چشمان نوازنده» به قلم «فاطمه باقری» داستانکی است با شروع بسیار خوب از توصیف زیبای پیانو نواختن شخصیت اصلی داستان. اما بعد از پاراگراف اول دیگر طرح داستانی بی­  منطق و متن بیشتر شبیه به نوشتن

مشق در کارگاه ادبیات داستانی می شود. تصویر کلاویه­ های پیانو را نشان می­دهد که غالب بر متن است.

- در همین شماره، داستان «کلاف قرمز» به قلم «نیکی نیامیمندی» نویسنده با استفاده از تکنیک فلش بک، صحنه­ پردازی­ها و فضاسازی­ های قوی توانسته به­ خوبی با مخاطب ارتباط برقرار کند. گفت­ وگوها نیز به دنیای واقعی نزدیک است. نویسنده در ستون سوم و توصیف پیرزن چادری و کنش او در میوه ­فروشی، فقر در گروهی از جامعه را به­ خوبی نشان می­دهد. او در رابطه با گفته­ های مرد دیوانه به ­خوبی در متن نشان داده شده است.

-در همین شماره، «دو بال برای پرواز» به قلم «سنا ایمانی» داستانکی است با جمله ادبی و خیال­ پردازانه آغاز شده است. اما پس از دو خط، متن تنها تبدیل به یک مشق در کارگاه ادبیات داستانی شده و تبدیل به متنی بی­ منطق و باورناپذیر می­ شود. تصویر غالب بر متن است.

·                در مجموع توجه به نوشته ­های نوجوانان یا هنرجویان داستان ­نویسی و چاپ آن­ها در نشریات باعث تشویق آن­ها می­ شود. مشخص نیست مسئولین نشریه دخل و تصرفی در آثار این نویسندگان دارند یا عینا نوشته­ ها به چاپ رسیده است. عناوین داستان­ ها توسط خود نویسندگان انتخاب شده یا نشریه آنها را انتخاب کرده است؟

گرچه قرار دادن تصاویر برای داستان های نوجوانان نشانگر اهمیت مسئولین نشریه به این بخش است، اغلب تصاویر غالب بر متن هستند و در پی آن اندازه حروف کوچک و فاصله بین خطوط کم شده که خواندن را مشکل می­ کند. پیشنهاد می ­شود به دیگر مخاطبان نشریه نیز فرصتی داده شود تا بتوانند نوشته­ های خود را برای مجله ارسال نمایند. هم­چنین درصورتی­که آقای حسن ­زاده بخش کوتاهی را به ­عنوان آموزش نویسندگی در هر شماره داشته باشند تا نوجوانان علاقه­ مند خارج از کارگاه­ های ایشان هم با نکات نویسندگی آشنا شوند می ­تواند بر وزن نشریه تاثیر بگذارد.

شعر

در شماره­ های بررسی شده 2 شعر آمده است.

-در شماره 3، (ص32 ) شعر با عنوان« رنگ­ ها را باید دید» با نام و تصویر «درسا اکبری» پیش درآمد چاپ داستان­های بچه­ های ماه در مجله است. سروده با نگرش عاطفی و شاعرانه به اشیا، اشاره به عناصر طبیعت و مظاهر آن  دارد. استفاده از واژه­ ها با بیان محاوره­ ای و رعایت وزن و قافیه بعد از هر 3 یا 4 مصرع همگی دلالت بر سبک شعر نیمایی دارند.

چرا آبی است آسمان/ چرا نارنجی است پرتقال

چرا سبز است چمن/ از خود پرسیده ای؟

یا رنگ­ها را فقط شنیده­ ای؟

سروده با پرسش ­ها ذهن مخاطب را به چالش کشانده تا به دلیل کوتاهی عمر نگاه دقیق­تری به جهان داشته باشد و از زیبایی­ های زندگی لذت ببرد. شعر امیدوارکننده و مناسب مخاطب است.

-در شماره4، (ص10) شعر با عنوان «چند لحظه مانده به سال بعد» از «غزل صفوی» به مناسبت فرا رسیدن سال جدید و عید نوروز است. سراینده از دوری یار و تنهایی در آستانه تحویل سال سخن می­ گوید. در مصرع «عید ما شبی آخر خزان شد»  عید در مقابل با خزان مصداق ندارد بهتر بود از واژه بهار در مقابل خزان به جای عید استفاده می­ شد. فضای شعر مملو از حسرت و با متغیر بودن حال و هوای نوجوان سنخیت دارد. پیشنهاد می­ شود باران جوانه به شعر توجه بیشتری نشان دهد.

مقاله

-در شماره 3، (ص6 و7 ) مقاله اجتماعی با عنوان «ساده کم و خلاصه» از «آنتونی انگارو» با ترجمه روان «ریحانه خاکباز» به تعریف سبک زندگی مینی­مالیستی یعنی کم و کوچک کردن وسایل و روابطی که انسان را از هدف اصلی اش دور می کند؛ می پردازد. راوی بزرگسال است که تجربه زیسته خود و همسرش را مطرح می­کند. در ادامه مخاطب، به ساده­ زیستی تشویق می ­شود. مقاله ادامه می ­دهد در سبک زندگی مینی­مالیستی وقت کمتری به دوستان و تلفن همراه اختصاص داده شود چون مانع رسیدن به اهداف است.

-در همین شماره ( ص12 و13) مقاله فرهنگی با عنوان «تابوت کاغذی محبوب من» به قلم «ملیکا طاهری» به توصیف افراد کتاب باز و نقد کسانی که به کتاب­های سنگین و بزرگ علاقه دارند، می پردازد. نکته سوال برانگیز این است به رغم آن که عنوان حکایت از علاقه نویسنده به کتاب دارد چرا آن را به تابوت تشبیه کرده و از تعفن و فساد یک عقیده سخن می­گوید و خود را قبرستانی از کتاب­ها دانسته و با دلالت ضمنی منفی به علاقه ­اش مهر زده است.

از طرفی یادداشت در انتها به داستان «شرط بندی» چخوف و اثر خواندن کتاب در زندان استناد می کند که با نظریه نویسنده در تناقض است. مقاله  با استفاده از تمثیل و تشبیه منفی و حس خوبی به خواننده منتقل نمی کند.

-در همین شماره، (ص 14 و 15) مقاله علمی با عنوان «فواید و مصایب تکنولوژی خطر انقراض انسان کارمند» به قلم «رضا رفیع زاده» به تعریف تکنولوژی یا فن­آوری و تاثیر آن بر زندگی کنونی پرداخته است. گستره­ی تعریف و کاربرد فن­آوری بسیار وسیع است. نویسنده بخش ارتباطات و فضای مجازی فن­آوری را برگزیده است. او دلیل این­ که انسان به سمت دنیای غیر واقعی و مجازی کشیده می شود محدودیت­ هایی می­ داند که در زندگی با آن مواجه شده و نمی­ تواند روحیه خود را ارضا کند. چگونه می­توان این ادعا را ثابت کرد؟ یا این که «یکی از دستاوردهای تکنولوژی امنیت است که مانع جنگ می شود. نویسنده اضافه می­ کند: «کشورهای کم­برخوردار فاقد امنیت­ اند و بیشتر جنگ در آن­ها بوقوع می ­پیوندد ولی جوامع پیشرفته که دارای تکنولوژی هستند امنیت بیشتری دارند.» این ادعا هم نادرست است. زیرا کشورهایی که درحال حاضر در جنگ هستند هم پیشرفته­اند و هم از فن­آوری­های نوین برخوردارند. علت جنگ­ها و غارت­ها درگذشته نداشتن امنیت ذکر شده در صورتی که در گذشته دلیل اصلی جنگ­ها­ و غارت­ها کشورگشایی بوده است.

مقاله اضافه می­ کند تکنولوژی در عوض خدمات از شما چه می خواهد؟ و اشاره به تهدیدهای فن­آوری دارد. باید در نظر داشت که فضای مجازی تهدیدی برای انسان نیست و چیزی از ما طلب نمی­کند. اطلاعات شخصی ما را هکرها تهدید می ­کنند نه فن­آوری. هم­چنین «تکنولوژی می ­تواند سلامت ما را هدف گیرد.» با انتخاب سبک زندگی سالم نه تنها  فن­آوری زندگی­ امان را در معرض خطر قرار نمی­­ گیرد بلکه در خدمت انسان است.

نویسنده می ­افزاید: «دلیل این که جهان در مسیر فن­آوری پیشرفت می­ کند این است که همه از کودکی تا بزرگسالی دوست داشته­ایم کسی با سرعت و حداقل دستمزد، کارهایمان را انجام دهد.» این دلیل هم نادرست است. در پایان سوالی بی­ربط با محتوای مقاله آورده شده است.

در این مقالۀ سراسر اشکال مخاطب با یک سری پرسش و پاسخ و دلایل غیر منطقی روبروست چنانچه منطقی بر فاکت ها و استدلالات حاکم نیست. رباط کارمند و نانوا در کشور ما مصداق ندارد. عنوان اشکال دارد «خطر انقراض انسان کارمند» آیا در آینده قرار است رباط­ها فقط جایگزین کارمندها باشند. در حال حاضر رباط­ها در صنعت با کارگران هم­کاری دارند. از سوی دیگر مقاله فاقد چفت و بست و دلایل علت و معلولی درست است. پاسخ به پرسش­ها فاقد دلایل منطقی است.

-در شماره 4، (ص 6 ) با عنوان «سورو سات سبزی چند هزار ساله» به قلم «ریحانه خاکباز» از تاریخچه هفت ­سین ایرانی می­ گوید. مقاله اطلاعات مناسبی درباره آداب و رسوم ایرانی در اختیار  مخاطب قرار می ­دهد. 

-در شماره 5، (ص 8) مقاله اجتماعی با عنوان «برای قرص­های اعصاب و بی­خوابی» از «مهرنوش فیروزی» با فونت بسیار ریز، فاصله خطوط کم، خواندن را دشوار کرده است. گویا مقاله درباره تجربه زیسته نویسنده است که از نظام آموزش و پروش و معیارهای جامعه انتقاد می­کند. مقاله در ادامه به نقد طرح سوال­های کنکور می­پردازد. هم­چنین به دانش­آموزانی اشاره دارد که در آزمون پذیرفته نمی ­شوند و  دست به خودکشی می زنند یا در خود فرو رفته و نا امیدی و افسردگی روحی به سراغشان می­آید. برای مخاطبی که در سال های سرنوشت ساز و حساس زندگی خود قراردارد، آیا هر واقعیت موجود جامعه را می­بایست به صورت عریان پیش چشم او به تصویر کشید؟ این شیوه عواقب ناخوشایندی به دنبال خواهد داشت.  

·                 در مجموع برخی از مقاله­ها فاقد انسجام معنایی است. استفاده از تمثیل و تشبیه­ های ناخوشایند سبب افزایش ناامیدی و کاهش انگیزه در نوجوان می­شود که خود قربانی ارزش های غلط جامعه است. یک نشریه نوجوان می بایست بکوشد زوایای خشن روح جامعه را بتراشد، زمختی­هایش را صیقل دهد، ظرافت و لطافت به آن ببخشد تا مخاطب را با شرایط جامعه ­اش هماهنگ سازد. 

معرفی مشاهیر

-در شماره 4، صفحه ۴ و ۵، مطلب با عنوان «رفتگان بی برگشت؛ نام­هایی که از یاد نمی­ روند» درباره‌ی برخی از بزرگان فرهنگی و هنری درگذشته در سال ۱۴۰۲ است. متن ساده، روان و صمیمی به قلم «یاسمن قنادیان» همراه با تصویر آنان است. نویسنده توصیف کوتاهی از فراز و نشیب‌های زندگی این بزرگان، از تولد تا مرگ را  با زبان صمیمانه روایت کرده و به آثار شاخص و فعالیت­های آن­ها اشاره می­ کند. مخاطب این بخش  اواخر نوجوانی و آغاز جوانی است.

·                در مجموع آشنایی با هنرمندان و بزرگ­داشت یاد و خاطرة آنها تحسین برانگیز است، چرا که شناخت این بزرگان بخشی از شناخت هویت ملی است.

معرفی کتاب

در شماره­ های بررسی شده 5 کتاب معرفی شده ­اند.

-در شماره ۳، مطلب با عنوان «متفاوت مانند خرمگس آتن» به قلم «آروین کیاست­ منش» به معرفی کتاب «تسلی بخشی­ های فلسفه» اثر «آلن دوباتن» می ­پردازد. نویسنده با زبانی ساده و پرسش­های فلسفی گونه می کند تا توجه مخاطب را به اهمیت سبک زندگی و رویارویی با مشکلات روزمره جلب می­ کند. او در ادامه با آوردن مثال­هایی از کتاب در تلاش است این موضوع را مطرح و بررسی کند که فلسفه در مواجهه با مشکلات زندگی مثل عدم محبوبیت، ناتوانی، ناکامی و... به انسان کمک کرده و تسلی­ بخش است. آوردن مثال های ناقص ممکن است مخاطب را دچار سردرگمی کند. به نظر می­رسد این سردرگمی به این دلیل باشد که نویسنده ی کتاب «تسلی بخش­های فلسفه» با استناد به آثار شش فیلسوف بزرگ راه حل­هایی را برای مشکلات روزمره به مخاطب ارائه می‌دهد. (سقراط، اپیکور، سنکا، مونتنی، شوپنهاور و نیچه) در حالی که در معرفی فقط به سقراط اشاره شده و مثال هایی از دیگر فلاسفه بیان نشده است.  بیان بحث دیالکتیک سقراط، تصویر جلد کتاب و ذکر نام انتشارات از نکات مثبت معرفی است.

-در شماره ۴، معرفی کتاب با عنوان «عاشقانه­ های دهه شصتی برای بچه ­های دهه هشتادی» (ص11) به قلم «هستی آهن ­خواه» آمده که به معرفی کتاب «پیشامد» سروده «کاظم بهمنی» پرداخته است. نویسنده با بیانی کوتاه، شاعر، سبک و مضامین اشعار او را معرفی و توجه مخاطب را به جهان عاشقانه شاعر جلب کرده و از اهمیت خواندن و شنیدن اشعار عاشقانه در دوران جوانی می ­گوید که تحسین برانگیز و متناسب با دغدغه ­های این دوران است. طرح روی جلد کتاب و ابیاتی از غزل «کاظم بهمنی» در تصویر دیده می­ شود.

-در همین شماره مطلب با عنوان «نامه های اسرارآمیز با عطر پرتقال» به قلم‌ «آروین کیاست ­منش» (ص 18) کتاب «دختر پرتقالی» را معرفی می­ کند. نخست معرفی کوتاهی از نویسنده کتاب آمده و در ادامه با بیان طرح کلی داستان و اشاره به بخش هایی از کتاب توجه مخاطب به موضوع داستان جلب می ­شود. در پایان با خواندن میان تیتر «چرا باید این کتاب را بخوانیم؟» مخاطب به انتخاب و خواندن کتاب تشویق می­ شود. همراه متن تصویر پرتقال و جلد کتاب دیده می‌شود. بهتر بود نام انتشارات، تصویر واضحی از جلد و تصویری از نویسنده کتاب نیز می­ آمد. کتاب معرفی شده از کتاب های پرطرفدار و شیوه بیان آن بسیار جذاب و کنجکاو برانگیز است.

-در شماره ۵،  معرفی کتاب (ص6) با عنوان «چرا ادبیات؟» به قلم «آروین کیاست­ منش»  دیده می ­شود. نویسنده مجموعه مقالات «ماریو بارگاس یوسا» را با آوردن بخش­هایی از کتاب که شامل مقاله­ های ادبی است به بحث و بررسی می­ گذارد. او با بیانی ساده و با آوردن مثال‌هایی سعی در درگیر کردن مخاطب با موضوع اصلی کتاب دارد. در پایان با آوردن میان تیتر «این کتاب به درد چه کسانی می خورد؟» مخاطبان را به مطالعه کتاب دعوت می ­کند عنوان کتاب «چرا ادبیات؟» از عنوان مقاله­ی نخست آن گرفته شده است. در صفحه ۶ متن «جهانی شدن،خوب یا بد» در صفحه دیگر با عنوان «علت عقب ماندگی» تکرار شده است. معرفی این کتاب می­ تواند پیشنهاد خوبی برای مخاطب نوجوان و جوان باشد تا با آگاهی بیشتر پیگیر ادبیات و اهمیت خواندن آن باشند.

-در همین شماره (ص۱۴) مطلب با عنوان «مرگ نوشته ­ایی به زیبایی زندگی» به قلم «هستی آهن­ خواه» کتاب

«یوزپلنگانی که با من دویده­ اند» را معرفی می­کند.نویسنده آشنایی خود با کتاب را روایت کرده و با بخش­هایی از کتاب مخاطب را با سبک واقع­ گرایی نویسنده کتاب آشنا می­ کند. در پاراگراف انتهایی مخاطب با عنوان اصلی کتاب (یوزپلنگانی که با من دویده اند)، سال نشر و سایر آثار نویسنده آشنا می ­شود. سئوال این­جاست چرا مسئولین نشریه در شماره­ های نخست کتاب هایی با موضوع مرگ را برای معرفی انتخاب کرده  ­اند هر چند که به زعم «هستی آهن­ خواه» زیبا باشد. نوجوان و جوان ما در جامعه ­ای به سر می ­برد که کم و بیش با این گونه مسائل آشناهستند و دست و پنجه نرم می­ کنند؛ انتخاب و معرفی چنین کتاب­هایی مهر تاییدی بر این گونه رفتار جامعه است.

معرفی فیلم  

در شماره­های بررسی شده معرفی 5 فیلم آمده است.

-در شماره ۳ ۸ و ۹ ) مطلب با عنوان‌ «دریا روندگان جزیره­ی بدبختی» فیلم «مثلث غم»  به قلم «مدیا نورخمامی» معرفی کرده است. نویسنده با بیان تجربة زیستة خود، مثال­ها، پرسش­هایی از مسائل روز دنیا و اخبار توجه مخاطب را به موضوع فیلم جلب کرده و به موضوعاتی مانند مرگ، بقا، تصمیم ­گیری، شعارزدگی و مصرف گرایی اشاره دارد. او در ادامه به معرفی شخصیت ­های اصلی فیلم پرداخته و داستان را تعریف می­ کند. تصویری از فیلم به همراه عنوان لاتین آن آورده شده اما مشخصات فیلم دیده نمی­ شود. فیلم «مثلث غم» محصول سال ۲۰۲۲ و جوایزی هم دریافت کرده است. از آنجایی که فیلم به روز است و مخاطب خاص خود را دارد پیشنهاد می ­شود شناسنامه فیلم آورده شود و معرفی آن با جزئیات کمتری بیان شده تا داستان افشا نشود؛ زیرا مخاطب کنجکاوى و انگیزة خود را برای دیدن فیلم از دست می­ دهد.

-در همین شماره صفحه ۱۸ و ۱۹ نگاهی به فیلم «انجمن شاعران مرده» با عنوان «این دیوانه­ ی دوست داشتنی» به قلم «هستی آهن­خواه»  است. نویسنده نخست عوامل فیلم را معرفی و به سال ساخت آن اشاره کرده و در ادامه با معرفی شخصیت اصلی فیلم خلاصه­ ای از داستان را بیان می­کند. او توجه مخاطب را به تقابل موفقیت­ آمیز و نوآوری یک معلم با افکار سنتی والدین و مسئولان مدرسه جلب کرده و آن­ها را تشویق به تماشای این فیلم می­ کند. گرچه فیلم «انجمن شاعران مرده» محصول سال 1989 ایالات متحده است، هنوز می ­تواند مخاطبان نوجوان را جذب کند. تصویر و عنوان جذاب معرفی، کنجکاوی مخاطب را برمی­ انگیز و او را به تماشای فیلم ترغیب می ­کند.

-در همین شماره صفحه ۲۸ و ۲۹ مطلب با عنوان «چند روایت نامعتبر درباره نوجوان» برای معرفی سریال «فریک­ها و گریک­ها» به قلم «علی شریفی» است. سریال یک فصلی است و در سال ۱۹۹۹ ساخته شده است. نویسنده نخست خلاصه­ای از داستان را آورده است و توجه مخاطب را به حال و هوای دو نسل گذشته و حال جلب می­کند. در صفحه ی ۲۹، ستون اول، پاراگراف آخر ، برداشت شخصی نویسنده از یکی از شخصیت­های سریال  است که معمولا در نقد و بررسی جای دارد تا معرفی و پیشنهاد یک فیلم. به طور کلی با توجه به اینکه این سریال در فهرست سریال های فراموش شده قرار دارد و بعد از اکران آن فیلم­ها و سریال­های به­روزتری با موضوع تینیجری ساخته و اکران شده است بهتر بود نشریه به معرفی  فیلم­های پر طرفدار جدید با موضوع و دغدغه­ های غیر تکراری می­ پرداخت. گفتنی است آوردن مشخصات فیلم برای جست­ وجوی راحت­ تر مخاطب ضرورت دارد.

-در شماره ۴، صفحه ۱۶ و ۱۷ عنوان «عشق در حوالی عکاس­خانه» معرفی فیلم «تجربه» اثر «عباس کیارستمی» به قلم «مدیا نورخمامی» است. نویسنده با پرسش سئوال­هایی توجه مخاطب را به دوران کودکی، نوجوانی و اهمیت توجه و درک حال و هوای این دوران توسط والدین و بزرگسالان جلب می­ کند. در ادامه با بیان خلاصة داستان و معرفی شخصیت اصلی فیلم (محمد) موضوع عشق نوجوانی مطرح می‌شود‌. گفتنی است تصاویر همراه متن است. به رسمیت شناختن احساسات نوجوانان و با اهمیت شمردن موضوع عشق نوجوانی از نکات مثبت این معرفی است. نویسنده با  ساختارشکنی هوشمندانه ­ای مخاطب را تشویق به تماشای فیلم می­ کند.

-در شماره ۵، ۴) مطلب با عنوان «قتل وحشتناک است، ولی خب...» به قلم «عسل جعفری» معرفی سریال با نام «راهی برای قسر در رفتن از قتل» است. نویسنده سریال ۶ فصلی آمریکایی، با موضوع جنایی_حقوقی را معرفی کرده و به شخصیت­های اصلی فیلم و دریافت جوایز آن­ها اشاره می‌کند. نویسنده در ادامه از پیچیدگی­های حوادث و بیان صحنه ­های هیجان انگیز فیلم می­ گوید و علت طولانی شدن آن را در فصل­های پایانی، فلش ­بک­های سینمایی می­ داند. سریال مخاطب خاص خود را دارد و افرادی را جذب می­ کند که به موضوع جنایی و معمایی علاقه­ مند باشند.  مخاطب آن اواخر نوجوانی و آغاز جوانی است. تصویر نواری را نشان می­ دهد که روی آن نوشته «صحنه جرم، عبور نکنید» که با متن هم­خوانی دارد. آوردن عنوان اصلی از نکات مثبت آن است. پیشنهاد می­شود برای تکمیل اطلاعات و جست­ وجوی راحت مخاطب شناسنامه کامل فیلم آورده شود.

·               در مجموع فیلم های معرفی شده اکثرا به­روز نیستند. مطالب این بخش مانند بخش­های دیگر با فونت ریز و فاصلة کم خطوط و تصاویر بزرگ است. نشریه می­تواند با کم کردن اندازة تصاویر فونت را درشت­تر و فاصلة خطوط را بیشتر کند.

گفت ­وگو (مصاحبه)

در شماره ­های بررسی شده تعداد 5 گفت­ وگو دیده می­ شود. «گفت­ وگو» قالب پرطرفدار و مورد علاقه مخاطبان مجله است و می‌تواند یکی ازصفحات ثابت باشد،

-در شماره 3، (ص10 و 11) مطلبی با عنوان «قهرمان جنگ‌های تن به تن» که گفتگوی «سحر غفوری» با سامان (14 ساله)، روژان (18 ساله) و نامیرا (20 ساله) است. سه جوان که از دل اتفاقات تلخ، با تغییر سبک زندگی راه روشنی برای خود برگزیدند. نامیرا با وجود قطع پا، بر سکوی قهرمانی دومیدانی ایستاده است و سامان پس از طلاق والدینش، به‌جای غصه خوردن با تمامی وجود خود را غرق درس خواندن کرده‌است. روژان نیز در سال آخر دبیرستان، از رشته تجربی به هنرستان رفته و حالا در حیطه هنر تدریس می‌کند و در یک گالری مشغول به کار است  و ... گفت­وگو به لحاظ فرم و ساختار نوآوری دارد؛ از شیوه رایج پرسش و پاسخ فاصله گرفته و گفت­وگو کننده هم­چون راوی دانای کل، ضمن اعلام نظر درباره سبک زندگی و اهمیت انتخاب و تغییر به موقع و ناامید نشدن در ناملایمات، سخنانش را با ارائه مصداق‌های عملی از زندگی سه جوان، مستند می‌کند تا خواننده احساس نکند صرفا نصیحت شده ‌است یا مانیفست اخلاقی می‌خواند و با این سه جوان، هم­دلی می‌کند. نویسنده می­توانست ضمن چاپ تصویر این سه نفر، متن را با چند سوتیتر و میان‌تیتر از حالت یک­نواختی در می‌آمد تا خواننده در یک نگاه کلی به صفحه، سرفصل مطالب مطرح شده را دریابد.

·       -در همین شماره، (ص40) مطلب «از شیرینی عشق تا تلخی سوگ» در واقع مقدمه یک گزارش ویدیویی است که مخاطبان می‌توانند از طریق اسکن بارکد،آن را تماشا کنند. افزودن چنین محتوایی به مطالب مجله، نوآوری دارد و جذابیت‌ها و تنوع ژانر مجله را بیشتر کرده‌ و ستودنی است. اما عنوان گفت­وگو در نمونه چاپی با نمونه ویدیویی تفاوت دارد که بهتر است یکسان باشد که تیتر ویدیویی بهتر است. عنوان چاپ شده در مجله می‌تواند روتیتر آن باشد:

از شیرینی عشق تا تلخی سوگ

سوگ؛ بهای جرأت دوست داشتن

البته لازم به ذکر است در این عبارت، واژه «جرأت» حشو است و نویسنده به «سوگ؛ بهای دوست داشتن» اکتفا می­ کرد.

در گفتگوی ویدیویی، یک نوجوان با دکتر «مرتضی کریمی» پژوهشگر معنا و تسهیلگر سوگ به گفتگو نشسته است تا با او درباره تعریف سوگ و انواع مواجهه با آن به‌ویژه در دوران نوجوانی صحبت کند. نوجوان دیگری نیز از تجربیات خود در مواجهه با از دست دادن یک عزیز و گذر از دوره سوگواری می‌گوید. پرسش‌ها را یک نوجوان مطرح می‌کند که باعث می‌شود مسائل برآمده از ذهن همسالان خودش را از کارشناس مربوطه بپرسد. گفت­وگو می‌تواند برای مخاطب نوجوان جالب باشد و به بسیاری ازدغدغه‌های او پاسخ دهد. بهتر بود دکتر «کریمی» برای مخاطب معرفی و دربارة تخصص او توضیح داده می‌شد. هم­چنین نوجوان دیگر هم معرفی می‌شد زیرا نام نوجوان(سحر) تنها یک بار  از زبان دکتر کریمی شنیده ‌شد.

کارشناس حاضر در این گفت­وگو، در چندین مورد از اصطلاحات تخصصی استفاده می‌کند که احتمالا برای بسیاری از مخاطبان نوجوان نامفهوم است و باید با زیرنویس، شرح داده می‌شد یا خود دکتر توضیح می‌داد. نکته دیگر این که گفت­ وگوی ویدیویی کمی طولانی و خارج از حوصله یک نوجوان است. چنان­چه در میان گفت ­وگو تنفس وجود داشت، احتمال این‌که مخاطب همه لحظات این ویدیو را پیگیری کند بیشتر بود.

-در شماره 4، (ص ۸ و ۹)، گفت ­وگو با عنوان «نوروز به ما قدرت نمی‌بخشد» گفت­وگویی درباره آیین‌ها و سنت‌ها با «نازنین آیگانی» است. در صفحه ۹، پرسش‌های ۵ و ۶ در تضاد با یکدیگر هستند. پاسخ‌دهنده در جایی گفته نسبت به تغییرات حتی اگر بدون آگاهی باشند مقاومت نخواهیم کرد و در جایی دیگر آمده باید درباره این مسائل آگاه باشیم. در نهایت مشخص نیست از نظر خانم آیگانی، تغییرات فرهنگی خوب است یا بد؟ نقطه عطف این گفت­وگو، پایان‌بندی بحث است. با این که عنوان «نوروز به ما قدرت نمی‌بخشد» شروع خوبی نیست و در شرایط امروز جامعه می‌تواند سوءتفاهم ایجاد کند، ولی پایان بحث، جمع‌بندی مناسبی دارد زیرا می­گوید: «برای کودکان جادویی‌ترین زبان، داستان و قصه است و طوری قصه بگوییم که کودکان در آن مشارکت کنند. از آنان شاگرد نسازیم، مؤلف بسازیم و برای انتقال فرهنگ به آنان اصرار نکنیم بلکه با آنان گفت­ وگو کنیم.» مخاطب متن از نوجوان به بزرگسال تغییر کرده است. به طور کلی پرسش­ کنندگان  این گفت­ وگو نتوانسته‌اند پاسخ‌دهنده را در مسیر مشخص هدایت کنند و بحث به صورت کنترل نشده پیش رفته است.

-در همین شماره، ( ص۱۴ و ۱۵) تیتر و زیرتیتر گفتگوی «فرار از عید دیدنی، پناه به نوستالژی» مناسب است. در این صفحه «سحر غفوری» با آریا ۱۹ ساله و مانا ۱۶ ساله و هاله ۲۲ ساله گفتگو کرده‌است. ابتدای متن، نقل قول‌هایی از این سه فرد است که سبک و لحن یکسانی ندارند و ۲ نفر اول نوشتاری و سومی گفتاری است. رنگ زمینه صفحه کدر است و چشم را خسته می‌کند. تمبرها اگرچه واقعی نیستند ولی چنانچه رنگی چاپ می‌شدند، هم به تمبر واقعی شبیه‌تر می‌شدند، هم نمادهای نوروزی که در تصاویر آمده‌اند واضح‌تر دیده می‌شدند. بهتر بود در قسمت معرفی، عکس‌های این افراد چاپ می‌شد تا خواننده با آنان ارتباط برقرار کرده و احساس آشنایی و نزدیکی کند.

محتوای آن منسجم، پرسش‌ها مشخص و صریح هستند و پاسخ‌ها دیدگاه‌های هریک از پاسخ‌دهنده‌ها را نشان می‌دهند. بحث جمع­بندی مناسبی دارد. نویسنده نمادهای نوروز و هفت سین را درست معرفی نکرده است.به طور مثال سنبل یا ماهی قرمز را جزو هفت سین قرار داده در حالی که سین‌های اصلی و اصیل سفره هفت سین ایرانی، هفت خوراکی با منشأ گیاهی هستند: سیب، سیر، سنجد، سماق، سمنو، سبزی و سرکه. برای معرفی یکی از اصلی‌ترین سنت‌های آریایی، باید دقت بیشتری به خرج داده شود.

·       -در شماره 5، (ص10) گفت­وگو با عنوان «حذف کنکور یا تفکر کنکوری» به قلم »کیمیا آخوندی» به نگرانی­های بسیاری از نوجوانان و یکی از مسائل روز اشاره دارد. متن نشان می‌دهد پاسخ دهنده به سؤالات، شفاف پاسخ می‌دهد و بحث به حاشیه نرفته است. در کنار این ویژگی‌های مثبت، این صفحه به لحاظ فرم و محتوا نیاز به ویرایش، صفحه‌بندی این بخش مناسب نیست. افزون بر آن سرکلیشه ندارد و در فهرست مطالب اشاره نشده که این مطلب گفت­وگو است. هم­چنین نام گفت­وگوکننده در جای مناسبی قرار داده نشده و زیبایی بصری صفحه را از بین برده است. تصویر صفحه به شرح و معرفی نیاز دارد تا ربط آن با مطلب مشخص شود.

نکته دیگر این که سوتیتری که در کنار تصویر آورده شده، به جملات قبل از خود وابستگی معنایی دارد و این برش از متن باعث شده خواننده چنانچه اول به سراغ خواندن سوتیتر بیاید درنیابد که بین تأکید بر این که ثروت از راه درست خوب است و در فقیر بودن هیچ منزلتی نیست با این جمله که مشکل اصلی در ایران، نبود عدالت آموزشی است؛ چه ارتباطی وجود دارد. شروع گفت­ وگو و جمله ابتدایی مقدمه آن باید ویرایش شود. «در گوشه و کنارهای دانشکده حقوق به سراغ فلانی رفتیم» نادرست است؛ باید می‌گفت «در دانشکده حقوق به سراغ فلانی رفتیم.» در ادامه، برخی جملات متن نیز باید ویرایش  می‌شدند؛ از جمله: «در حال حاضر آموزش از طریق مدرسه به بچه‌ها دچار مشکل شده‌است.» که این صورت صحیح است: «در حال حاضر آموزش به بچه‌ها از طریق مدرسه دچار مشکل شده‌است.»

 در پایان تأکید می‌شود ویرایش متن جدی گرفته شود، زیرا مخاطب از راه خواندن جملات درست، به‌صورت غیر مستقیم و ناخودآگاه درست نوشتن را می‌آموزد و تمرین می‌کند.

گزارش

تنها  گزارش خبری در شماره 5، (ص ۱۶ و 17) با عنوان «تا مدت‌ها کنکوری می‌مانیم» به قلم «ریحانه خاکباز» است. مطلب درباره تاریخچه کنکور در ایران و برخی کشورهای دیگر است. عنوان جالبی دارد، چون ایهام آن خواننده را به فکر وامی‌دارد که منظور چیست؟ یعنی تا مدت‌ها پشت کنکور می‌مانیم و به اصطلاح نه دانش‌آموز هستیم و نه دانشجو بلکه کنکوری می‌مانیم! یا اضطراب و استرس باقیمانده از دوران کنکور، تا مدت‌ها نمی‌توان به زندگی عادی برگشت. هر دو جنبه این ایهام برای مخاطب مجله آشناست. سوتیتر به جنبه دیگری از نگاه متن به کنکور می‌پردازد و ایهام عنوان گزارش را لو نمی‌دهد. نام نویسنده در صفحه مقابل وسط صفحه و کنار تصویر یک نیم­تنه آمده که هیچ شرحی ندارد و ارتباط آن با متن مشخص نیست. خواندن متن ریز و فشرده و بدون سفیدخوانی گزارش برای مخاطب دشوار است. اما لید ادبی و توصیفی آن (مقدمه گزارش) کمک می‌کند که مخاطب درگیر متن شود.

در مجموع بهتر بود صفحه سرکلیشه داشت، میان‌تیترها بُلد می‌شدند، فاصله بین خطوط بیشتر بود، سوتیتر وسط متن می‌آمد و کنار آن کمی حاشیه سفید قرار می‌گرفت تا متن جای تنفس داشته باشد. همچنین به‌جای اختصاص دادن یک صفحه کامل به تصویری که ارتباط آن با متن مشخص نیست، از تصویر کوچک‌تر با شرح استفاده می‌شد و فضای بیشتری به متن اختصاص می‌یافت تا صفحه‌بندی بهتری داشت، فضا برای سوتیترهای بیشتر باز می‌شد.

 

بررسی تصویر

لوگو (نامواره)

لوگوی نشریه الهام گرفته از قطره باران، اثری از «بهاره صادقی» است که در زمره لوگو تایپ­ها محسوب می­ شود. واژه باران از مجموع سه قطره تشکیل شده است و واژه جوانه نیز با تغییر در فرم اصلی و ایجاد کمی اعوجاج در حرف «ه» آخر نیز حالت قطره باران دارد. البته لازم به ذکر است در سه شماره بررسی شده اندازة فونت لوگو در هر شماره متغیر است و جایگاه مشخصی بر روی جلد ندارد. لوگو در نشریات، می­ بایست جایگاه مشخص و ثابتی بر روی جلد داشته باشد.

 

پشت جلد

در شماره 3 و 4 در پشت جلد نشریه تبلیغات مربوط به حامیان مالی فروشگاه «فرهنگان» ولی در شماره 5 ادامه تصویر روی جلد به همراه معرفی پرونده مورد نظر نشریه است. لازم به ذکر است آگهی در نشریات باید در حوزه­ های فرهنگی یا مرتبط با مخاطب باشد.

روی جلد

-شماره 3 پرونده ای درباره ی سبک زندگی با تصویری کولاژ گونه از تصاویر دختران جوانی است که هر کدام به نوعی نشانگر بخشی از جامعه ایرانی هستند. پوشش چادر، تتو روی صورت، پرسینگ­های بینی کنار چشم و ... لنزهای رنگی چشم، موهای رنگ شده و نسبتا کوتاه، گردن بند، آرایش چشم و لب در مجموع از نظر بصری کاملا به ما این پیام را می­ رساند که پرونده این شماره مربوط به سبک ­زدگی جوانان به خصوص دختران است. این مقوله جدا از جنسیت ­زدگی تصویری را نشان می­دهد که برای یک نشریه فرهنگی نوجوان مناسب نیست شاید استفاده از خلاقیت پازل گونه تصاویر دختران تصویری زیباشناسانه را نشان دهد ولی ارتباطی با مخاطبین نشریه ندارد. نشریه نوجوان باید بتواند با محتواهای جالب و خواندنی حرفی برای گفتن داشته باشد این نوع انتخاب تصویر برای جلد، بیشتر مناسب نشریات مد و فشن است تا نشریه فرهنگی و ادبی و هنری.

-شماره 4 پرونده­ای درباره آیین­های بهاری از نظر بصری المان­های درخت، کوه، پرنده (پرستو یا چلچله) شکوفه از میان حصاری زندان گونه با طیف رنگ خاکستری با گل­هایی به رنگ قرمز در پایین و بالای صفحه نشانی از بهار کم جان دارد. با توجه به حجم رنگ مشکی و سفید تاکید عمیقی دربارة سرمایی سخت دارد به گونه­ای که شاید تا اواسط بهار هم طبیعت از این یخ زدگی جان سالم به در نبرد. میزان امیدواری و روزنه­ای از آن در تصویر بسیار کم­رنگ است. با توجه به محتوای نشریه و پرونده شماره مورد نظر بهتر بود تصویر با استفاده از ترکیبات گرم­تر، شادتر و با انرژی­ تری انتخاب می­شد.

-شماره 5 پرونده کنکور، تصویری از مجسمه در حال تفکر، بخشی از پایه مجسمه the meeting place  اثر «پل دی» در ایستگاه «سنت پانکرانس» در لندن است و احساس افسردگی، یأس، ناراحتی و اضطراب را به خواننده القا می­کند. سوال مهم اینجاست! آیا  پرونده­ای برای مخاطبان نوجوان با موضوع کنکور که واژه­اش برای هر نوجوان و جوان ایرانی با چالش­ها و تشویش­های ذهنی همراه است نیاز به این اثر غمگین دارد؟ معمولا در نشریات و نشریه های حوزه نوجوانان و جوانان خط مشی به صورتی است که به آن­ها امید، انگیزه و انرژی انتقال داده شود تا از مراحل مختلف زندگی گذر کنند.

·                 در مجموع متاسفانه نشریه باران جوانه در انتخاب تصاویر برای جلد فارغ از خلاقیت­های بصری مخاطبان خود را در نظر نگرفته و در انتخاب پرونده­ها قسمت نازیبای آن را نمایش و ارائه داده است.

صفحه آرایی و گرافیک

گرافیک و صفحه ­آرایی در سه شماره بررسی شده دو قالب مختلف و مجزا ارائه شده است. زیرا شماره ­های 3 و 4 «حمیده سلیمی» و شماره 5 را «اسماعیل باقریان» صفحه­آرایی کرده ­اند. این موضوع دو نگاه مختلف و سلیقه متفاوت را نشان می­دهد و قیاس با یکدیگر را پیش می­ آورد. از نگاه بصری در شماره 3 تصاویر، وکتور و قالب­های آماده بیشتر دیده می­شود؛ در شماره 4 تلفیقی از وکتورها و تصویرهای مستند و عکس است و در شماره 5 به صورت مطلق از عکس استفاده شده است.

فونت در شماره های 3 و 4 از یک قالب تبعیت می­کند ولی در شماره 5 کم شدن حد فاصل خطوط بین سطرها مشاهده می­ شود که به دلیل نزدیکی به هم، خواندن را مشکل می­ کند. حجم زیاد متن­ها و بیش از حد طولانی سبب شده نوشته­ ها خسته کننده باشد و از حوصله مخاطب فاصله بگیرد. شماره صفحه، سرشناسه و حاشیه در شماره 3 و 4 در نشریه اجرا شده ولی در شماره 5 تنها به شماره صفحه و اطلاعات نشریه در بالای صفحه بدون هیچ المان بصری اکتفا شده است.

در شماره 3 و 4، عکس­ها با مطالب هماهنگ است ولی در شماره 5 از عکس­هایی استفاده شده که بیشتر جنبه هنری و کانسپت دارد. گاه مطلب مورد نظر هیچ ارتباطی با تصویر ندارد مانند شماره 5، صفحه1تصویر سرمقاله با محتوای آن مرتبط نیست. عکس از برج میلاد با رعد و برق دیده می­ شود که بیشتر مربوط به کتاب های علمی و تداعی کنندة تعریف رعد و برق است تا آزمون کنکور. در صفحه 17 «ریحانه خاکباز» این صفحه عکس مجسمه­ ای است که سربه زیر نگاه می­ کند و فارغ از این که اثر کدام هنرمند و مجسمه ساز است هیچ ارتباطی به متن اطلاعاتی که در نوع آموزش در ممالک مختلف می­ دهد ندارد. متاسفانه تمرکز بیشتر بر روی تصاویر و عکس­های معناگرا و عمیق است تا تصاویر تکمیل کننده و مکمل متن و محتوا. عکس­های نویسندگان تنها در شماره 3 دیده می­شود. حسن استفاده این روش آشنایی مخاطب با اعضای تحریریه و نویسندگان است. نام تصویرگر در هیچیک از مطالب دیده نمی­ شود و تنها در صفحه شناسنامه «امین فریدونی» برای عکس و ویدیو اشاره شده است.

بررسی نشان می­ دهد:

 گرچه مخاطب مجله «باران جوانه» نوجوان است، اکثر مطالب مناسب مخاطب جوان است. مجله سعی در تابوشکنی و آشنایی­زدایی کرده که از نکات مثبت آن است. حجم بیشتر مطالب مجله به داستان اختصاص دارد و بیشتر شبیه جُنگ ادبی است تا یک مجله نوجوان به طوری که 40% از مطالب به داستان اختصاص یافته است. نشریه فاقد سرگرمی است  بخشی که برای مخاطب جذاب است و به راحتی با آن ارتباط برقرار می­کند. هم­چنین فاقد مطالب علمی و دانستنی است. در سه شماره بررسی شده تنها یک مقاله علمی مشاهده شده است که آن هم از مخاطرات تکنولوژی سخن می­راند بهتر است مجله با تنوع موضوعی بیشتری ارایه شود.

 در شماره 5، برخی از داستان­ها شخصیت اصلی تا مرز خودکشی پیش می­رود یا در داستانی دیگر راوی برای موفق نشدن دختری در آزمون کنکور حکایت از خودکشی او دارد. عبارت­های مایوس و نا امید کننده بر روی جلد و سراسر این شماره دیده می­شود که تاثیر مخرب و منفی بر روح و روان مخاطب دارد.

سخن آخر

در حال حاضر تولید یک نشریه با دشواری های فراوانی روبروست به ویژه آن که نشریه غیر دولتی و برای گروه سنی نوجوان باشد. مسئولین نشریه افزون بر شناخت مخاطب باید در صدد روشن نگه­داشتن کورسوی امید برای نوجوان باشند و با در نظر داشتن روحیه جامعه برای انتشار مطالب خود عمیق­تر و سنجیده تر عمل کنند. گروه بررسی نشریات شورای کتاب کودک به مسئولین نشریه خسته نباشید می­ گوید و امیدوار است با تغییر کیفی این مجله در شماره­ های آتی روبه ­رو شود.

 

 

گروه بررسی نشریات

شورای کتاب کودک

پاییز 1403


«گزارش بررسی نشریه «بچه های ایران»


با یاد و نام او

گزارش بررسی بچه­ های ایران

شماره های 4 (تیر)، 5 (مرداد) و 7 (مهر)

 1402

 

                                                                                                                                         

 

 

 

 

گروه بررسی نشریات

شورای کتاب کودک

تابستان 1403

 

فهرست

درباره ما......................................................................................3

نحوه بررسی گروه............................................................................4

ویژگی ظاهری.............................................................................5

تقویم.........................................................................................7

سرمقاله.......................................................................................8

داستان............................................................................................9

سرگرمی..........................................................................................14

آموزشی.............................................................................................15

معرفی کتاب.........................................................................................15

معرفی فیلم......................................................................................16

معرفی مشاهیر.................................................................................19

تاریخ.................................................................................................19

مهارت­های زندگی..................................................................................20

هنر......................................................................................................23

عکاسی.................................................................................................24

دانستنی­ها...............................................................................................25

نجوم.......................................................................................................29

پیشنهادها................................................................................................32

سخن آخر................................................................................................33

 

 

 

درباره ما

گروه نشریات شورای کتاب کودک از سال  1376 به بررسی نشریات کودک و نوجوان پرداخته است. کارشناسان گروه بر اساس معیارهای ارزیابی ژورنالیستی و ادبیاتی نشریات را به صورت آماری و تحلیلی بررسی کرده و گزارش آن را در اختیار مسئولین مجلات قرار می دهند. ارائه گزارش به مسئولین نشریات، برگزاری نشست و داشتن تعامل با آنان فضای مناسبی را برای استقبال از نظرات گروه فراهم می آورد.

گروه هدف گزارش ها، هیات تحریه نشریات، دانشجویان، پژوهشگران و علاقه مندان این حوزه هستند.

·                 سرپرست گروه: الهه سیاوشیان

·                 مسئول روابط عمومی و کارشناس سرگرمی: میترا سیاوشیان

·                 کارشناس داستان: آفرین قاسمیه

·                 مسئول وبلاگ: فرحناز ایمانی

·                 ویراستار: الهه سیاوشیان

اعضای گروه بررسی دوره یک­ساله (1402) به ترتیب الفبا عبارتند از:

1- فرحناز ایمانی                                                                  

2- وجیهه تیموری

3- صمد رهبریار

4- زینب رنجبر

5- الهه سیاوشیان

6- میترا سیاوشیان                                                 

7- آفرین قاسمیه

 

 

 

نحوه بررسی گروه

گروه بررسی نشریات شورای کتاب کودک علاوه بر بررسی نشریات چاپ پایتخت، به نشریات شهرستان هم توجه دارد.  ارائه گزارش بررسی­ ها به دو صورت انجام می شود:

الف- گزارش بررسی جزء به جزء                                         ب- گزارش بررسی مطالب برتر

بررسی جزء به جزء شامل نشریاتی است که برای نخستین بار بررسی می شوند یا در سال های گذشته بررسی شده اند ولی ساختار آن به کل تغییر کرده است. نحوه بررسی هر نشریه به صورت بحث و تبادل نظر کارشناسان گروه و کار میدانی با کودکان است.

ب- گزارش بررسی مطالب برتر

در سال 1392 گروه با هدف ارتقاء سطح سلیقه بصری و محتوایی مسئولین نشریات و مخاطبان هم­چنین گسترش دامنه مخاطبان خود اعم از والدین و مربیان، بر روی مطالب برتر نشریات متمرکز شد. بدین منظور گروه معیارهای جدید و سخت گیرانه­ تری به معیارهای ارزیابی خود افزود وگزارش مط­الب برتر هر ماه به زبان ساده بر روی سایت کتابک (KETABAK.ORG) و وبلاگ گروه magchild.blogsky.com)) قرار می­ گرفت. در نتیجه مخاطبان می ­توانستند با نشریاتی که مطالب برتر بیشتری دارد آشنا شوند.

به طور مشخص بررسی­ های مطالب برتر ابتدا از نشریات خردسال شروع شد و سه سال ادامه یافت. در سال 95 علاوه بر گزارش مطالب برتر نشریات در حوزه خردسال، نشریات در حوزه­ ی کودک و نوجوان هم به آن افزوده شد و تا سال 97 ادامه داشت.

تهیه و ارسال گزارش ­ها به صورت داوطلبانه انجام می­ گیرد و در پایان سال کاری شورایی، گزارش­ ها به مسئولین شورای کتاب کودک و مسئولین نشریات ارائه می شود.

در این گزارش به بررسی جزء به جزء سه شماره از ماه­نامه «بچه ­های ایران» در سال1402 پرداخته شده است.

 

ماه­نامه بچه­ های ایران

مجله بچه ­های ایران، صاحب امتیاز موسسه مطبوعاتی ایران، مدیر مسئول «محمدحسن روزی­ طلب»، سردبیر «حمید باباوند» با نام مستعار «عمو حمید» و شورای سردبیری به نام «شورای سردبیری خودمانی» با 27 الی 32 عضو هر ماه به چاپ می رسد. گروه بررسی نشریات شورای کتاب کودک شماره ­های 4 (تیر)، 5 ( مرداد) و 7 (مهر) را بررسی کرده که حاصل آن در زیر آمده است.

ویژگی ظاهری

مجله در قطع 27.5 × 21 سانتی متر، چهار رنگ است اولین  سال انتشارخود را پشت سر می ­گذارد. روی جلد نامواره، شماره، تاریخ، تعداد صفحه، قیمت(80000 تومان) و عنوان­ بندی برخی مطالب همراه با تصاویر آن دیده می­ شود. نشریه دارای شناسنامه و صفحه فهرست و بدون نشانی الکترونیکی، فرم اشتراک و درج آگهی است. مدت انتشار و گروه سنی مخاطب بر روی جلد دیده نمی ­شود. جنس جلد مجله از کاغذ گلاسه ضخیم و جنس صفحه­ ها از کاغذ مرغوب با صحافی دوام پذیر است. مجله مطالب خود را بدون ذکر نام نویسنده و تصویرگر به چاپ رسانده که می­ بایست به منظور حفظ حقوق نویسندگان و تصویرگران نام­ آن­ها در کنار مطالب درج شود. مقاله­ های علمی دانستنی­ ها فاقد منبع هستند ارائه منابع به مطالب سندیت می­ بخشد و مخاطب را ترغیب به جست­ وجو برای کسب اطلاعات بیشتر می­ نماید.

طرح­ روی جلد

بچه ­های ایران برای جذب مخاطب بیشتر از شخصیت­ های انیمیشن مورد علاقه ­ی کودکان برای طرح روی جلد استفاده کرده است.تصاویر زنده، پویا با رنگ­های شاد هستند.

نامواره (لوگو)

نامواره با فونتی ثابت، درشت در دو رنگ بالای صفحه در جایی ثابت بر روی جلد دیده می­ شود. در شماره­ های پنجم و هفتم تصویر روی جلد بخشی از نامواره را پوشانده است. طراح جلد می­ توانست اندازه تصاویر را کوچکتر کرده تا حریم و فضای نامواره حفظ شود.

 

صفحه داخل و پشت جلد

مجله این صفحه را به بازی و سرگرمی اختصاص داده است. بهتر است بازی در وسط مجله قرار گیرد تا مخاطب بدون نگرانی از آسیب زدن به مجله، آن را جدا کند. زیرا در انجام کار میدانی، مخاطب برای دسترسی به بازی تمایلی به جدا کردن آن ندارد. در بخش سرگرمی به بررسی آن پرداخته می­ شود.

صفحه سوم

این صفحه به درج یک جمله با تصویری بزرگ به آرزوی مخاطب اختصاص دارد. آرزوهای کودکان 8 و 12 ساله عبارتست از: «هیچکس بی­کار نباشد»، «باران ببارد تا خشک­سالی نباشد» و «هیچ بچه ­ای به خاطر فقر از تحصیل جا نماند.» آرزوها نشان دهنده توجه به دیگری است. تصاویر، بزرگ و هماهنگ با متن است.

صفحه چهارم و پنجم

در این دو صفحه شناسنامه، فهرست مطالب و سرمقاله دیده می­ شود. با توجه به تعداد زیاد صفحه ­های مجله بهتر است هر یک از این مطالب در صفحه ­ای جداگانه به چاپ رسند.

صفحه فهرست

فهرست مطالب به صورت ترکیبی نوشتاری - تصویری است که در مربع­ های رنگین در بالای دو صفحه­ ی چهارم و پنجم دیده می ­شود. چنان­چه صفحه­ ای جداگانه با همین سبک و سیاق در نظر گرفته شود به زیبایی شناسی مجله می ­افزاید.

سرکلیشه   

داشتن سرکلیشه در مجله کمک می­ کند تا مخاطب با حال و هوای صفحه آشنا شود و موضوع­های مورد علاقه ­ی خود را پس از خواندن چند شماره به راحتی دنبال کند. مجله از سرکلیشه های نوشتاری-تصویری رنگی هماهنگ با موضوع برخوردار است.

شماره­ گذاری

شماره­ گذاری صفحه­ ها از روی جلد مجله آغاز شده ولی از صفحه­ ی 8 به بعد شماره ­ها دیده می ­شوند. در پایین صفحه کنار شماره ­ها نام مجله و تاریخ انتشار آن به چاپ رسیده است.

 

صفحه ­آرایی

یکی از ویژگی ­های جذب مخاطب در هر مجله صفحه ­آرایی آن است. مجله با رعایت سفیدخوانی، هماهنگی رنگ­ های صفحه­ های کناری و چیدمان صحیح متن و تصویر به زیبایی شناسی افزوده  است.

صفحه پشت جلد

این صفحه به نمایشی از شماره ­های چاپ شده­ ی مجله­ ی هدهد سفید، نشریه نهاد کتابخانه­ های عمومی کشور اختصاص دارد.

مطالب مجله شامل سرمقاله، داستان، سرگرمی، دانستنی ،  مهارت های زندگی و .... است.

تفکیک موضوعی سه شماره از نشریه بچه­ های ایران 1402

موضوع

تعداد

سرمقاله

تقویم

داستان

سرگرمی

دانستنی

هنر

تاریخ

معرفی

آموزشی

مهارت زندگی

فیلم

مشاهیر

 

کتاب

119

3

3

10

7

68

4

3

 

3

5

1

4

8

9

100%

2.5%

2.5%

8.4%

5.8%

57.1%

3.3%

2.5%

7.5%

3.3%

6.7%

بر اساس تعداد صفحات (300 صفحه در 3 شماره)، طبیعی است که نشریه دارای تنوع موضوعی باشد. بیش از نیمی از مطالب مجله (57.1%) به دانستنی ­ها اختصاص دارد. با توجه به تعداد صفحات، به سرگرمی که یکی از بخش­ های لذت­بخش هر نشریه ­ای است کم توجهی شده است. اثری از  شعر در نشریه دیده نمی ­شود و بیشتر آموزش مد نظر قرار گرفته تا لذت و سرگرمی.

تقویم

صفحه «تقویم» ابتکار جالبی در اشاره به مناسبت‌هاست. صفحه‌بندی آن عموما مناسب است و سفیدخوانی لازم را دارد. گاهی اعداد با رنگ نامناسب نوشته می‌شوند که خواندن آن‌ها برای مخاطب دشوار می‌شود؛ مانند در شماره 4، عدد11 تیر و در شماره 5، عدد 8  مرداد. در انتخاب مناسبت‌ها، به ایام ملی و  مذهبی و بین‌المللی توجه شده‌ است؛ به‌ویژه بعضی از موارد که ناشناخته یا کمتر شناخته شده هستند، از این لحاظ توجه مخاطب به این صفحه جلب می‌شود؛ مانند روز جهانی سنگ در شماره 4 ، روز جهانی جلوگیری از غرق‌شدن در شماره 5 و روز جهانی آگاهی از لکنت زبان در شماره 7. 

در کنار این نقاط قوت، برخی کاستی‌ها نیز در شرح مناسبت‌ها دیده می‌شود، از جمله:

- در شماره 4، سوگیری در شرح واقعة 7 تیر با این جمله « ...حزب جمهوری اسلامی را راه انداخت تا در اجرای درست قانون، نقش مؤثری داشته باشد» که مشخص نیست آیا این نقش حزب جمهوری اعتبارسنجی شده یا نه.       -در شماره 5، تابلویی از نبرد کربلا در موزه بروکلین با توضیح در زیر آن دیده می­ شود که با تقویم مرتبط نیست.   - توضیحات مربوط به روز جهانی جلوگیری از غرق شدن، ناکافی است و باید مشخص شود که آمار ارائه شده از چه منبع موثقی استخراج شد‌ه‌اند و مربوط به چه زمانی هستند؛ در غیر این صورت کل خبر و اعتبار آن زیر سؤال می‌رود. ضمنا از آنجایی‌که آمار و توضیحات درباره غرق‌شدن است، بهتر بود مطلب به صورت نرم‌خبر و با تعدیل بیشتری بیان می‌شد. پیشنهاد می­ شود مجله دلیل نام­گذاری روزهای جهانی مانند روز جهانی سنگ، بشقاب پرنده، ایموجی و ... را بیان کند تا مخاطب اطلاعات بیشتری در این باره به­ دست آورد.

- در شماره 7، شرح مناسبت هفته جهانی فضا، متن روانی ندارد و پیشنهادهای روز ملی آتش‌نشانی و روز بین‌المللی آگاهی از لکنت زبان، در برخی جملات، آمرانه و تکراری است. تصویر جوراب کنار عنوان صفحه در شماره 7، با این که بامزه است ولی کارکرد مشخصی ندارد؛  این سوال را پیش می‌آورد که نشان چیست؟

سرمقاله

سرمقاله یا نوشته‌های سردبیر با امضای «عمو حمید» و لحن عموما صمیمی اما در صفحه‌ای بدون سرکلیشه در کنار فهرست مطالب چاپ می‌شود. موضوع مطالب عموما برگرفته از مناسبت‌های آن ایام است یا متناسب با تم اصلی ماه­نامه. بهتر است صفحه سرمقاله به صورت مجزا با سرکلیشه به خواننده ارائه شود. هم­چنین امضای «عمو حمید» پای مطالب اگرچه عنوانی صمیمی و متفاوت است و می‌تواند مخاطب را با کاربرد تخلص هنری به جای اسم کامل یا واقعی آشنا کند؛ اما بهتر است در شناسنامه مجله، عمو حمید برای مخاطب با اسم و فامیل کامل معرفی شود.

-در شماره 4، سرمقاله با عنوان «سلام بچه‌های ایران»، لحن و زبان صمیمی دارد و به لحاظ رعایت نیم‌فاصله و علائم سجاوندی و انتخاب فونت و نظم بصری مناسب است اما پرداخت مطلب ایراد دارد. خواننده  هنوز مجله را ورق نزده و مطالب آن را نخوانده با سؤالاتی درباره محتوای صفحات مواجه می‌شود که باید درباره آن‌ها نظر دهد و بدون اعلام راه ارتباطی، از او خواسته می‌شود نظرش را برای مجله بفرستد. گرچه مطلب با شروع ضعیف، سؤالات بی­شمار و خارج از حوصله مخاطب است، پایان‌بندی مناسبی دارد؛ آنجا که می‌گوید: «هر وقت ناراحت شدی یا آسیب دیدی بگو و سکوت نکن ... اگر دست ما بشکند، همه می‌بینند ولی اگر قلب ما بشکند، کسی آن را نمی‌بیند ... راه نشان دادن قلب شکسته، حرف زدن است.»

-در شماره 5، سرمقاله با عنوان «کاغذ پاره‌ها»، به طور مشخص از میانه متن، مخاطب مجله به بزرگسال تغییر می‌کند. پیشنهاد می‌شود اگر سردبیر می‌خواهد سخنی با والدین داشته باشد، در صفحه جداگانه و مجزا آن را بیاورد و با متن کودک و نوجوان درنیامیزد. این مطلب در عین حال، نگاه جدیدی به موضوع تجربه کردن و نترسیدن از نداشتن و از دست دادن دارد که ارزشمند است. استفاده از اصطلاح «کاغذپاره» به‌جای «مدرک» جای تأمل دارد. اما این که گفته شده بچه‌ها جلد مجله را برای اجرای بازی بکنند؛ چندان مطلوب نیست و با توجه به این که مجله محدودیت صفحات ندارد و قیمت مجله بالاست؛ مناسب است که صفحه بازی وسط مجله قرار گیرد تا کندن صفحات آن باعث از بین رفتن آرشیو مخاطبان نشود.

-در شماره 7، با عنوان «سال من، سال ما» شروع مناسبی دارد و هم­زمانی آن با مهر و زاویه نگاه جدید به این ماه، از نکات مثبت سرمقاله است. لحن آمرانه و بیان تحکمی نویسنده مخاطب را از هدف مورد نظر دور می­ کند زیرا نویسنده از جانب بچه‌ها قضاوت ‌کرده که برنامه‌ریزی دلپذیر نیست یا اگر کسی برنامه‌ریزی کند، ذهنش به هم می‌ریزد. یا در جایی که گفته «برنامه‌ریزی کردن سخت است و باید طاقتش را داشته باشی»؛ بهتر بود می‌گفت: «پایدار ماندن به برنامه‌ریزی سخت است، تعهد آور است، باید طاقتش را داشته باشی. می‌توانی تجربه‌اش کنی؛ شاید لذت‌بخش باشد.»

·                در مجموع نوشتارهای صمیمانه و نگاه جدید به موضوعات در سرمقاله، ارزش این را دارند که برای پرداخت و طرح مطلب بهتر و قوی‌تر، با تأمل بیشتری نوشته شوند و جانمایی مستقل و اختصاصی داشته باشند.

داستان

در شماره ­های بررسی­ شده جمعا10داستان با سرکلیشه «داستان» و موضوع­ های بازی کودکانه، درست­کاری و توانمندی­های افراد توان یاب، خودشیفتگی، استعداد­های فردی، حسادت، مسخره ­کردن، ماجراجویی و تنبلی و درونمایه­ های تفریحی، رو انشناختی، اجتماعی دیده می ­شود.

-در شماره 4، در داستان با گونه فانتزی «تلاش برای برگشتن به خانه» شخصیت­های اصلی داستان کودک هستند که از دنیای واقعی وارد دنیای فانتزی یک بازی می ­شوند، دست به کنش و واکنش می­ زنند، مسیر داستان را به ­پیش می­ برند و پس از گذراندن چالش­ به دنیای واقعی بازمی­گردند. اشکال عمده داستان، ترجمه ضعیف و بهره ­گیری از ساختارهای زبان اصلی در ترجمه است که خواندن روان را برای مخاطب مشکل می ­کند. به طور مثال: در متن­های انگلیسی معمولا گفتار شخصیت­های داستان ابتدا و سپس نام شخصیت و قید نسبت داده ­شده به او می ­آید که این امر در زبان فارسی برعکس است.گرچه در ادبیات بزرگسال برای ساختارشکنی از این شیوه هم استفاده می ­شود اما بهتر است در ادبیات کودک از ساختارهای ساده استفاده شود. برخی جملات فاعل ندارد مانند صفحه 26 خط 6 «زره سیاه پوشیده بود...» ضمیر فاعلی او درجمله دیده نمی­ شود. در همین صفحه شخصیت «خوکچه هندی» یک­باره به «همستر» تغییر پیدا می­ کندکه یک­دستی داستان را از بین می­برد. چنین ایرادهایی به وفور در متن دیده می­ شود. درضمن قاب سبزرنگ پایانی داستان اضافه و نیازی به آن نیست. استفاده از فونت قرمز رنگ روی زمینه سبز، خواندن را دشوار می­ کند و موجب آزار چشم می ­شود. تصاویر هماهنگ و مرتبط با متن هستند. صورت دو شخصیت داستان در صفحه سوم مرتبط با آن بخش داستان که شخصیت­ ها هیولا را منجمد می­ کنند می ­بایست روبروی هیولای منجمد شده قرار می­ گرفت.

-در همین شماره داستان «تصحیح اشتباه» به توانمندی ­های افراد توان یاب اشاره می­ کند که از نکات مثبت این بخش   است. توضیح زیر عنوان داستان که به رنگ قرمز آمده است می­ توانست به ­شکل پانوشت در پایین صفحه باشد. ترجمه داستان دارای ضعف است. تصاویر داستان زیبا و دارای فضاسازی­های مرتبط با متن است ؛ اما تصاویر 2 صفحه اول و 2 صفحه دوم جابجا چاپ شده است و با متن­ ها هماهنگ نیست.

-در همین شماره داستان «پرنده مغرور» به خودشیفتگی آدم­های مغرور و متکبر و ویژگی ­های فردی می ­پردازد. متن به شدت بوی ترجمه می­ دهد. مانند: «او قدرتمندترین شکارچی ماست» که باید این­گونه باشد: «او قدرتمندترین شکارچی میان ما پرندگان است.» داستان اگر ترجمه مناسبی داشت می­ توانست برای کودک آموزنده و حاوی پیام غیرمستقیم باشد؛ گرچه موضوع تکراری است. تصاویر هماهنگ با متن ولی بسیار ساده است که می ­توانست خلاقانه­ تر باشند.

-در شماره 5، داستان «کولا و چیلا» استعدادهای فردی را به تصویر می­ کشد و در انتها به موضوع هم­کاری نیز توجه دارد جایی که کولا و چیکا همراه یک­دیگر با استفاده از استعدادهای فردی خود نمایش ویژه­ای برای دیگران اجرا کرده و دوستان صمیمی می ­شوند. نام «چیکا» در عنوان داستان «چیلا» و در داستان «چیکا» آورده شده است. منبع داستان مشخص نیست و نمی­توان آن را با اصل اثر مقایسه کرد تا معلوم ­شود کدام­ یک­ درست است. ترجمه داستان نیاز به ویرایش کلی دارد و همین اهمیت ندادن به ویرایش، ساختار داستان را تحت­ تاثیر قرارداده و گاه ارتباط میان پاراگراف­ ها دچار مشکل شده است. به­ طور مثال در ابتدای داستان پاراگراف سوم به پاراگراف بعدی پرش دارد؛ درحالی­که تنها با اضافه کردن عبارت «یک روز» به ابتدای پاراگراف چهارم این مشکل برطرف می شود. در این داستان نیز تصاویر 2 صفحه اول با 2 صفحه دوم جابجا به چاپ رسیده است و با متن هماهنگ نیست. افزون بر آن تصاویر درختان در صفحات سوم و چهارم داستان، وزش باد شدید را تداعی می­کند که در داستان اشاره ای به آن نشده است.

-در همین شماره، داستان «ملوان پیر» با موضوع حسادت و آموزش غیر مستقیم، اضافه شدن یک فرد جدید را به خانواده روایت می­کند. اتفاقات داستان در برخی قسمت­ ها منطقی نیست که شاید مربوط به ترجمه باشد. به طور مثال در ابتدای صفحه سوم داستان آمده است: «کدو تنبل یک بچه گربه خاکستری رنگ را دید که از یک گونی گره­ خورده بیرون آمده است» و در پاراگراف انتهایی همین صفحه می­ گوید: «کدو تنبل در کار بدش موفق شده بود اما بچه گربه خاکستری کوچولو توانست از گونی بیرون بیاید، به پشت کشتی چسبید و...» میان این دو جمله تناقض مفهومی وجود دارد. احتمالا بخش اول این­گونه بوده که «سر بچه­ گربه خاکستری کوچکی از یک گونی گره ­خورده بیرون آمده بود.» یک ویرایش ساده می­ تواند چنین ایراداتی را در متن برطرف کرده و جذابیت داستان را برای مخاطب حفظ نماید.  اشکال در نقطه ­گذاری­ ها نیز چنین مشکلاتی را در خواندن و درک درست مفاهیم ایجاد می­ کند. به­ طور مثال در آخر پاراگراف اول داستان بعد از «گربه» نیاز به ویرگول دارد تا مفهوم جمله به درستی به مخاطب منتقل شود. «امیدوار بود که قبل از غرق ­شدن گربه، به او برسد.» این داستان برای کودکانی که به­ زودی صاحب یک خواهر یا برادر جدید می­ شوند مناسب است. تصاویر هماهنگ با متن است.

- در شماره 7، داستان «حالا کی احمق است؟» زشتی مسخره­ کردن دیگران را روایت می­ کند. داستان ما را به یاد حکایت  و پیام «دیگی که زایید» می ­اندازد. پیام اصلی این است که اغلب مردم هرجا که به نفعشان باشد عجیب ­ترین دروغ­ ها و داستان­ها را باور می­ کنند اما کوچک­ترین ضرر را برنمی­ تابند. رفتار «هوشو» در داستان مسخره ­کردن ظاهر «علیم­ جان» و وسایل او بود. اما روندی که «علیم­ جان» برای پاسخ­ دادن به تمسخرهای هوشو درپیش گرفت معنای دیگری را به ذهن متبادر می­ کند. بنابراین به نظر می­ رسد که عنوان و آغاز داستان با کنش واکنش ­های بعدی که مفاهیم دیگری را دنبال می­ کند تناسبی ندارد. این داستان نیز ترجمه به نظر می­ رسد. برخی نقاط داستان اشکال دارد که به متن بوی ترجمه می­­ دهد. به طور مثال در پاراگراف اول، جمله یک­باره این­گونه آغاز می­ شود: «علیم ­جان به سراغ خانه همسایه رفت» که تنها با آوردن عبارت «یک روز» این جمله با جمله قبل و بعد خود مرتبط شده و مفهوم درستی پیدا می­ کند. یا در اواسط صفحه اول می­ گوید: «تبریک می­گویم! سطل تو بچه داشت.» که درست این است که بگوید «سطل تو بچه­ دار شد.» و یا «اجناس قرضی» که بهتر بود از «وسایل قرضی» استفاده می­ شد. تصاویر گرچه مرتبط با متن است، بسیار ضعیف کار شده است.

-در همین شماره داستان «فرشته­ های زیرفرش» ماجراجویی و فانتزی­ های دختر کوچکی را روایت می­ کند که با کنش های او آغاز می­ شود. دربخش دوم نویسنده مخاطب را وارد دنیای واقعی می­ کند و دوباره دخترک داستان، دوستانش را همراه خود به دنیای فانتزی می­ برد. داستان کودکانه و پر از هیجان است. کنش واکنش­ ها باورپذیرند و گفتگوهای بین شخصیت­ ها به واقعیت نزدیک است. گزینش این داستان ترجمه مناسب کودکان و به دنیای آنان نزدیک است. فضاسازی ­ها هیجان لازم را برای دنبال ­کردن داستان ایجاد می­ کند. جمله آغازین داستان که پرسشی از مخاطب است می­تواند از همان ابتدا تعلیق ایجاد کند تا مخاطب برای پی­بردن به راز شخصیت داستان، راوی را که خود اوست همراهی نماید. تصاویر هماهنگ با متن داستان است.

-در همین شماره، داستان «هرکول و کشاورز» قصه آدم­های تنبلی را روایت می­ کند که هیچ تلاشی برای زندگی خود نمی ­کنند و از دیگران توقع دارند تا کارها را برایشان انجام دهند. اصل داستان حاوی پیامی مفید و آموزنده برای مخاطب است اما متاسفانه ترجمه ضعیف، داستان را به یک اثر بسیار ضعیف تبدیل کرده است. ارتباط میان پاراگراف­ ها ناقص است و بریده ­بریده دیده می ­شود. به نظر می­رسد داستان را کوتاه کرده باشند و به همین دلیل منطق میان پاراگراف ­ها با مشکل مواجه شده است. به­ عنوان نمونه اتفاقات بخش اول داستان و بخش دوم، منطق داستان را به­ هم زده است. ماحصل آنچه در بخش اول اتفاق می ­افتد یعنی درو نامناسب، جداکردن گندم از کاه به شیوه غیر اصولی و وجود موش­ها و فضولات آن­ها در انبار گندم، نمی­تواند یک گاری پر از گونی­ های گندم باشد و باورپذیر نیست. تصاویر هماهنگ با متن است اما در صفحه سوم هرکول لباس شیر به تن ندارد بلکه به نظر می­رسد شیری به او حمله کرده و سر هرکول در دهان شیر است.

کمیک­ استریپ

-در شماره 4، قسمت آخر کمیک دنباله ­دار «ماجراهای دختر کفشدوزکی» آمده است که به دلیل عدم دسترسی به قسمت­ های قبل نمی­ توان آن را ارزیابی کرد.

-در شماره­های 5 و 7 قسمت­ های اول و سوم کمیک دنباله­ دار «سربه­ هوا» دیده می­ شود. این داستان ماجراجویی ­های یک دختر کوچک به نام «سربه ­هوا» را به تصویر می­کشد. عنوان داستان شخصیتی(برگرفته از شخصیت اصلی داستان) است. چنین داستان­هایی درصورتی­که درست و با ویرایش مناسب ارائه شوند می توانند برای مخاطب جذاب باشند. فونت به­ کار ­رفته در این کمیک نامناسب و سخت­ خوان است.

-در شماره 5، داستان «سربه هوا» چینش قاب ­ها گاه نادرست است به­ طور مثال داستان از ص 90 آغاز می ­شود. در صفحه 92 دختر کوچک که شخصیت اصلی داستان است معرفی و سپس در صفحه 94 از قول راوی گفته می ­شود که دختر با مادربزرگش در کلبه ­ای بالای کوه زندگی می ­کند. طبق قاعده، معرفی شخصیت باید در ابتدای داستان آورده شود. هم­ چنین در انتهای داستان صفحه 97 چینش مطالب نام  ه­ای که خواهر دختر به او نوشته به گونه ­ای است که روند داستان مشخص نیست زیرا ارتباط معنایی و منطقی در داستان دیده نمی ­شود.

·                در مجموع داستان­ها ترجمه هستند. متن ­ها نیاز به ویرایش فنی و محتوایی دارد. مشخص نیست اصل اثر پرداخت مناسبی نداشته یا اشکال اصلی در ضعف ترجمه است. شاید داستان­ ها از اینترنت برداشته شده باشند که باید منبع آن ذکر و حداقل یک ویرایش درست روی متن­ ها انجام می­شد. به ­نظر می ­رسد تصویرگر یک نفر است  یا تصویرگران با یک روش تصویرگری می­ کنند. منبع داستان ­ها نامشخص است. نام نویسنده، مترجم و تصویرگر در هیچ­یک از داستان­ها مشاهده نمی­شود که نشان­دهنده بی­ توجهی مسئولین نشریه به حقوق پدید­آورندگان است.

پیشنهاد می­ شود گرچه استفاده از داستان ترجمه برای آشنایی مخاطب با دیگر فرهنگ­ های جهان مهم است اما استفاده از داستان تالیف اهمیت ویژه­ای دارد و نشریه باید به آن توجه نماید. همچنین برای حفظ حقوق پدیدآورندگان، نام نویسنده، مترجم و تصویرگر ذکر شود. ذکر نام کشوری که اثر متعلق به آن است نیز گرچه امری ضروری نیست، آموزنده است.

 سرگرمی

سرگرمی ­ها در مجله ذهن مخاطب را به چالش می­ کشد، او را به تفکر وامی ­دارد و حس اعتماد به نفس او را تقویت می­ کند. مخاطب با انتخاب سرگرمی مناسب در مجله می­ تواند مهارت و خلاقیت خود را افزایش دهد. در شماره­ های بررسی شده 7 سرگرمی دیده می­ شود.

بازی

بازی در صفحه ­های داخل و پشت جلد مجله با عنوان­ های «ماموریت فضا»، «ربات­ ها و موشک­ ها» و «حرفه مخفی را حدس بزن» ارائه شده است. مخاطب برای انجام آن می­ بایست جلد مجله را جدا کند. بهتر است این بازی در وسط مجله قرار گیرد تا مخاطب بدون از دست دادن جلد مجله از آن استفاده کند.

-در شماره ­های 4 و 5 بازی شبیه بازی منچ و مارو پله است که با تاس و مهره انجام می­ شود.

-در شماره 7، بازی به سبک 20 سوالی مخاطب را به فکر واداشته و با نگاه کردن به تصاویر به جواب می­رسد. بازی ها توضیح دارند و بدون اشکال هستند.

-در شماره 5، سرگرمی با عنوان «بچه کدام حیوان را بیشتر دوست دارید؟» بازی ساده، قابل  اجرا، جدید ولی بدون خلاقیت است.

-در همین شماره، سرگرمی با عنوان «چه هدیه­ ای به دوست خود بدهیم» مخاطب را راهنمایی می­ کند با توجه به شخصیت دوستش چه هدیه­ ای برای تولد او تهیه کند. این بازی کودک را وامی­ دارد تا شناخت بیشتری از دوستش داشته باشد.

-در همین شماره، بازی با عنوان «اسم قورباغه ­ات را پیدا کن» است. بازی خلاقانه و نوآورانه همراه با تصویر هماهنگ، برای مخاطب خوشایند است.

-در شماره7، با عنوان «آزمون لاک­پشت­ های نینجا» کودک با ویژگی­ های شخصیتی لاک­پشت­ های نینجا آشنا می ­شود تا به شخصیت خود پی­ ببرد.

·                در مجموع سرگرمی­ ها قابل اجرا، ساده و نوآورانه ولی بدون پیچیدگی و چالش فکری هستند. پیشنهاد می­ شود مجله از سرگرمی­­ های بیشتر و متنوع­ تری مانند جدول، بازی ریاضی، پازل، چیستان و بازی­ هایی که ذهن مخاطب را به چالش می ­کشاند استفاده کند.

 

آموزشی

مطالب آموزشی در شماره 7 مجله درباره ساخت مراحل فیلم و داستان نویسی است.

-در صفحات 76 تا 80 با سرکلیشه «تکنولوژی» مطلبی با عنوان «پشت صحنه جادو» مخاطب با مراحل فیلم‌سازی آشنا می ­شود. متن برای کودکان روان و جذاب است و نویسنده مراحل فیلم‌سازی را ساده و عملی توضیح می‌دهد، اصطلاحات سخت و تخصصی ندارد و با مثال‌های عینی و جذاب، ذهن کودک را روشن و توجیه می‌کند. تصاویر در خدمت متن و تکمیل‌کننده مطالب هستند و به‌دلیل مستند بودن، با مخاطب ارتباط برقرار می‌کنند. در ص 79 بهتر بود نشریه توضیح می­ داد اصطلاح CGI مخفف چه واژگانی است.

-در صفحه 80-81 با سرکلیشه «تکنولوژی» و عنوان «نوبت شماست فیلم ­جادویی­ات را بساز!» نویسنده در 7 مرحله روش ساخت فیلم با گوشی هوشمند را به مخاطب آموزش داده­ است. مطلب برای افراد مبتدی به توضیح بیشتر نیاز دارد.

داستان نویسی

-در شماره 7، صفحه 87 مطلب با عنوان «داستان زندگی‌ات را بنویس» آموزش داستان‌نویسی است. مطالب این صفحه کاربردی و عملی است. مطلب مناسب مخاطب نوجوان است ولی تصویرگری برای گروه سنی خردسال است.  تصویر ممکن است مخاطب نوجوان را به گذر از این صفحه ترغیب ‌کند مگر آن که نوجوانی مشتاق نوشتن باشد و به واسطه تیتر مطلب را بخواند.

-در همین شماره با سرکلیشه «داستان» و عنوان «برای کپی بارا» مخاطب را تشویق به نوشتن داستان تصویری می ­نماید.

·                در مجموع مطالب آموزشی فقط در شماره 7 مشاهده شده است. به دلیل این که در دو شماره دیگر نشانی از مطالب آموزشی نیست به نظر می­رسد مجله پس از مدتی انتشار به فکر چاپ مطالب آموزشی افتاده است. برخی از مطالب این بخش نیاز به توضیح بیشتر دارد.

معرفی کتاب

نشریه با سرکلیشه «زندگی» و  عنوان «هنرجنگیدن» در شماره ­های 5 و 7 به معرفی کتاب «هنرجنگیدن» پرداخته که یک مطلب دنباله‌دار است. سرکلیشه «زندگی» مناسب معرفی کتاب نیست.

-در شماره5 (ص54 - 57) در بالای صفحه آمده است «این تصویرها را رنگ کن» این پیشنهاد مناسب خردسالان و کودکان است و ممکن است مخاطب نوجوان را از این صفحه مأیوس کند. نویسنده در قالب کمیک ­استریپ، هنر زندگی کردن را به جنگیدن تشبیه کرده است. به طور مثال می­ گوید:«ما باید از پنج زاویه به جنگ نگاه کنیم. اخلاق، شرایط آب و هوا، وضعیت زمین، وجود فرمانده و توانایی مدیریت و وجود قانون که منظور از جنگ زندگی است.» برای معرفی کتاب تصویر کامل روی جلد کتاب و مشخصات نشر آن باید در ابتدای مطلب بیاید.

-در شماره7، (ص90-95) ادامه مطلب کتاب «هنر جنگیدن» نشان در قالب کمیک استریپ برای آموزش فنون زندگی و مدیریت، مطرح شده ‌است. آیا هیأت تحریریه آن را با بررسی کامل برای معرفی انتخاب کرده‌اند؟ یا صرفا بر اساس اتفاق این مطلب را با ترجمة ناروان و بدون در نظرگرفتن موضوع و محتوای ضعیف آن، میان مطالب گنجانده‌اند؟ در انتهای صفحه آمده است «داستان ادامه دارد» که اشتباه است زیرا مطلب خط داستانی ندارد.

·                در مجموع این بخش ترجمه روانی ندارد و کتاب و موضوع  مناسبی انتخاب نشده است. هنر زندگی ‌کردن و مدیریت کردن موقعیت‌ها با استعارات، تشبیهات و تمثیلات میدان جنگ توضیح داده شده ‌است که جالب و خواندنی نیست. شیوه معرفی کتاب اشتیاقی برای خواندن در مخاطب ایجاد نمی ­کند. پیشنهاد می‌شود موضوعات این چنینی به صورت یک ستون یا یک صفحه در هر شماره بیاید و هر بار نکته­ای با شرح کافی همراه با مصداق و مثال ملموس در زندگی روزمره مطرح شود. برای معرفی کتاب تصویر روی جلد همراه با شناسنامه کتاب برای شناخت بیشتر مخاطب ضروری است.

معرفی فیلم

در شماره های بررسی شده نشریه به معرفی سه فیلم با عنوان های «لوله­ کش­ ها»، «10سال با گشت پنجه­ ای و «لاک پشت ­های هوشمند» می ­پردازد. این بخش در شماره 4، با سرکلیشه «سینما» و در شماره ­های 5 و 7 سرکلیشه«فیلم»

دیده می ­شود.

-در شماره 4، انیمیشن «لوله­ کش­ ها» (ص 78 الی84) در واقع به نوعی پرونده نشریه محسوب می­ شود. نشریه در 7 صفحه به شخصیت «قارچ خور» یا «سوپر ماریو» می ­پردازد. بدون شک «قارچ خور» در تمامی سنین مخاطبان خود را دارد. این شخصیت محبوب به خاطر بازی ویدیویی آن در مدل­ها و نوع ­های مختلف در تمامی پلتفرم ­های موبایلی، کامپیوتری و کنسولی موجود است و نه تنها کودکان، بلکه بزرگسالان نیز با آن آشنایی دارند به گونه­ای برایشان خاطره­انگیز است. البته ناگفته نماند که با توجه به آشنایی همه رده­ های سنی «قارچ خور» یا «سوپر ماریو» بار معنایی بیشتری نسبت به «لوله­ کش­ ها» دارد و  اگر با همان نام ذکر می­ شد بهتر بود. دو صفحه ابتدایی این قسمت از تصاویر فیلم که دربرگیرنده تمامی شخصیت­ ها می­ باشد برای خوانندگان حکم یک پوستر را دارد ولی متاسفانه نوشتن عبارت لوله­ کش ­ها تصویر مورد نظر را مخدوش کرده است. نشریه می­ توانست این تصویر را در وسط قرار دهد تا مخاطب به عنوان پوستر از آن استفاده کند.

نشریه پس از دو صفحه ورودی به توصیف داستان فیلم می­ پردازد. و تصویر دو شخصیت داستان که نقش برجسته ­تری در روایت برادران لوله­ کش را دارند همراه با متن دیده می­ شود. چنان چه مخاطب نشریه کودک هم باشد در ص 81، تصویر اژدها که نیمی از صفحه را اشغل کرده ممکن است برای او دلهره ­آور و ترسناک باشد. در این صفحه لحن کمی تلطیف شده و در مورد حرف­های بد، خشونت و ترس نکته­ هایی به خوانندگان ارائه می ­شود که برای والدین و کودکان می ­تواند مفید باشد. مشخص نبودن مخاطب و نبود تقسیم ­بندی درست در این قسمت خواننده را دچار سردرگمی می­ کند. به دلیل حجم زیاد مطالب نویسنده مخاطب خود را گم می­ کند به طوری که مخاطب گاه کودک، گاه نوجوان، گاه والدین و حتی گاه از معرفی فیلم پا را فراتر گذاشته و مطلب به صورت مقاله و نقد درمی­ آید.

دو صفحه بعدی به تاریخ شرکت «نینتندو» و دست اندرکاران و تهیه­ کنندگان شخصیت «ماریو» می ­پردازد. این دو صفحه با رنگ قرمز و فونت سفید و شخصیت «ماریو» صفحه­ آرایی شده است که برای علاقه­ مندان و عاشقان این شخصیت بدون شک دلپذیر و چشم نواز خواهد بود. در صفحه آخر نویسنده درباره ­ی کارآفرینی صاحب شرکت «نینتندو» و رویای نقاشی خوانندگان صحبت می­ کند؛ حتی در ستون آخر از مخاطبان می ­خواهد از ایده­ ها و نقاشی خود برای نشریه نامه ارسال کنند. ولی راه ارتباطی مشخصی را معرفی نمی­ کند.

به طور کلی این 7 صفحه پرونده معرفی شخصیت «ماریو» و تاریخ ساخت و خلق آن است که می ­تواند اطلاعات زیادی را به مخاطبین در تمامی گروه­ های سنی ارائه دهد. بدون شک اختصاص دادن چندین صفحه به معرفی یک فیلم یا شخصیت نیاز به ویراستاری متن و حساسیت ­های بیشتری جهت پرداخت درست دارد که متاسفانه در این مطلب به درستی این موارد رعایت نشده است.

-در شماره 5، انیمیشن با عنوان «10 سال با گشت پنجه ­ای» (ص24 -27) برای کودکان و نوجوانان با نام «سگ­های نگهبان» شناخته شده که به عنوان پرونده این شماره نشریه انتخاب و تصویر روی جلد را نیز در برمی­ گیرد. داستان سگ­های نگهبان از این قرار است که یک پسر بچه 10 ساله با 6 توله سگ به ماموریت ­های مختلف می­ رود. موضوع اصلی انیمیشن کار گروهی و کمک کردن به دیگران است. هر کدام از توله ­سگ­ها نماینده شغلی است مانند پلیس، آتش نشان، خلبان و ... .نشریه بیشتر بر محتوای انیمیشن و فعالیتی که سگ­ها انجام می­دهند تمرکز کرده است یعنی کمک کردن و کار تیمی و آن­طور که باید و شاید فیلم و شخصیت­ ها معرفی نشده ­اند. حتی در انتهای متن از مخاطبین درخواست می­ کند تا اسامی سگ­ها، تخصصشان، شغلشان و ماشینشان زیر تصویر هر یک از آن­ها نوشته شود. پسندیده بود برای معرفی انیمیشن،  این اطلاعات توسط نویسنده­ی متن به خواننده منتقل می ­شد.

با توجه به این که مفهوم اصلی این انیمیشن آموزش مهارت­های زندگی و اجتماعی است، بهتر بود نقش اجتماعی  شخصیت­های فیلم (سگ) معرفی می­ شد تا خوانندگان با آن­ها بیشتر آشنا شده و تاثیر عمیق­ تری بر روی آنان داشته باشد.

·                 در مجموع این قسمت از نشریه در پرداخت، معرفی فیلم و  انتقال پیام اصلی فیلم موفق عمل نکرده است. هم­چنین با توجه به میزان تصویر و متن و اختصاص دادن تصویر جلد به شخصیت سگ­ های نگهبان، بهتر بود برای توضیح مطلب صفحات بیشتری به آن اختصاص می­ یافت. در دو صفحة ورودی، بالای تصویر برش خورده است. نشریه می­ توانست اندازه  تصویر را در مقیاسی کوچک­تر انتخاب کند تا دچار چنین مشکلی نشود.

-در شماره 7،  انیمیشن «لاک­پشت­ های نینجا» با عنوان «لاک­پشت­­ های هوشمند»(ص52 - 58 و ص82 و83) مانند دیگر شماره­ های نشریه برای تصویر روی جلد و پرونده ویژه انتخاب شده است. این گروه از لاک­پشت­های رزمی­کار به واسطه حضور در بازی­ های ویدیویی و انیمیشن ­های مختلف، برای تمامی خوانندگان فارغ از هر سن و سالی، آشنا و هیجان انگیز است.

در کنار معرفی فیلم «لاک­پشت­ های نینجا» تذکراتی در مورد استفاده از واژگان بد و مقوله دزدی که می­تواند برای خوانندگان نوعی نقشه راه و راهنما باشد به چشم می­خورد. هم­چنین از مخاطبین درخواست می­ شود تا نظر خود را در  قالب نامه برای تحریریه نشریه ارسال نمایند ولی راه ارتباطی مشخص نیست. بخش قابل قبول این شماره اطلاعاتی است که در مورد اسامی 4 لاک­پشت نینجا به مخاطب می­دهد. با وجود این که لاک­پشت­ ها رزمی­ کار هستند ولی اسامی آن­ها به نقاشان و هنرمندان بزرگ از جمله: میکل آنژ، لئوناردو داوینچی، دوناتلو و رافائل اشاره دارد. نشریه به گونه­ ای مخاطب را با هنرمندان و آثار آن­ها آشنا کرده است. رمزگشایی نام­ ها در ارتباط با هنر و نقاشان می ­تواند برای نوجوانان دلپذیر باشد.

لازم به ذکر است ضمن معرفی شخصیت­ ها در دو صفحه پایانی این شماره نشریه، یک آزمون تیپ شخصیت ­شناسی نیز وجود دارد که در نهایت خواننده را به ویژگی­های شخصیتی یکی از چهار لاک­پشت مورد نظر می ­رساند. هم­ذات ­پنداری و روحیه قهرمانانه ­ای که در طراحی لاکپشت­ های نینجا وجود دارد بدون شک برای تمامی کودکان و نوجوانان جذاب و هیجان انگیز است.

·      در مجموع گرچه مطالب با ارائه، پرداخت، صفحه آرایی و تصاویر تکمیل کننده متن مناسب دیده شده است، طولانی بودن مطالب خارج از حوصله مخاطب است.

معرفی مشاهیر

مجله در شماره­ های 4 و 7 به معرفی مشاهیر پرداخته است.

-در شماره 4، زندگی­نامه «محمدعلی کلی» و مختصری از روند زندگی او آورده شده است.

-در شماره 7، مجله ­به معرفی4 هنرمند ایتالیایی به نام های «میکل آنجلو»، «لئوناردو داوینچی»، «رافائل» و «دوناتلو» می ­پردازد.  این بخش به بهانه  لاک­پشت ­های نینجا که اسامی آن­ها از این چهار هنرمند وام گرفته شده به معرفی این هنرمندان پرداخته است. تصویر مادر و فرزند یمنی در قاب کوچک مناسب مخاطب نیست. مجله با اشاره به آثار و تصویر هنرمندان اطلاعات مفیدی به مخاطب می ­دهد.

تاریخ

مطلب تاریخی در شماره­ های 4 و 5 با سرکلیشه نوشتاری «تاریخ» و تصویر ماموت ارائه شده است. -در شماره 4، مخاطب با دو مطلب با عنوان­ های «تایا» و «اندازه ­گیری زمان» مواجه می ­شود.

تایا

این مطلب به زندگی مردم در عصر یخبندان پرداخته که به سبک و سیاق کتاب­­های دائره المعارف و کتب درسی و بدون ماندگاری در ذهن مخاطب است. اندازه­ ی تصویر«تایا» بزرگ ولی تصاویری که به درک بیشتر متن کمک می­ کند بسیار کوچک هستند. مطلب بدون ذکر منبع است و نیاز به ویرایش دارد. به نظر می­ رسد مطلب کپی­ برداری است.

اندازه­ گیری زمان

-در همین شماره مطلب با عنوان «اندازه­ گیری زمان» و رعایت سفیدخوانی به سیر پیشرفت، دقت ساعت و زمان سنجی آن در دوران­ های مختلف تاریخی با ارائه ­ی تصویر هر یک می­ پردازد. برای درک بیشتر مخاطب تاریخ­ ها به سال خورشیدی آمده که از نکات مثبت آن است. مطلب به ویرایش نیاز دارد.  

گنج­ های زیر دریا

-در شماره5، مطلب با عنوان «گنج­ های زیر دریا» به معرفی6 کشتی که در سال­های گذشته در حوادث دریا و اقیانوس­ ها غرق شده ­اند می­ پردازد. نویسنده اشاره به گنج­­ هایی دارد که با غرق شدن کشتی ها در زیر دریا نهفته است. گرچه متن با تصاویر همراه است،  مطلب به سبک و سیاق کتب درسی است و ماندگاری در ذهن ندارد. مجله می­توانست برای جذب بیشتر مخاطب  از اطلاعات به­روز صنعت کشتیرانی و دریانوردی استفاده نماید.

مهارت‌های زندگی

در شماره­ های بررسی شده تعداد 8 مطلب در بخش مهارت‌های زندگی آمده است که در شماره 4، با سرکلیشه «مهارت‌ اجتماعی» و در شماره‌های 5 و 7 با سرکلیشه «زندگی» دیده می­ شود.

-در شماره 4، مطلب با سرکلیشة «مهارت اجتماعی» و عنوان «چطور شوخی کنیم؟ کدام جوک را بگوییم؟» (ص 95-94) درباره فرهنگ شوخی کردن است. نویسنده برای شوخی کردن 6 راهکار را بیان کرده است.  انتخاب موضوع مناسب است اما اشکالاتی دیده می ­شود. در راه­کار اول گفته شده: «نباید برای شوخی دروغ بگویید. هنگامی که حضرت محمد(ص) شوخی می­ کرد مطمئن می ­شد که آن­ها همیشه درست هستند.» جمله نامفهوم است. نشریه در راه­کار 3، می ­گوید: شوخی‌ درباره چیزهای نامناسب را به زبان نیاورید، نیاز به مثال و مصداق دارد و باید بگوید مثلا لهجه، ظاهر، شغل و ایرادات جسمانی افراد را نباید به سخره گرفت! در راه­کار 4، نویسنده شوخی کردن را به نمک غذا تشبیه کرده و گفته بعضی ها غذا را با نمک نمی­ خورند! در صورتی که هیچ گاه غذا بدون نمک خورده نمی ­شود ممکن است کم نمک باشد ولی بی ­نمک نیست و این تشبیه درستی نیست. تصاویر، صفحه‌بندی و سفیدخوانی مناسب است، به‌ویژه در ص 95 که 2دختر از فرهنگ و نژاد و باور و دین متفاوت کنار هم از ته دل می‌خندند. المان‌های تفاوت فرهنگی با رنگ‌های شاد، صورت خندان دو شخصیت، آموزه‌های صلح‌آمیز را به سادگی و بدون شرح و بسط منتقل می‌کنند! در کل مطالب این بخش جذاب و مناسب ارائه نشده‌ است و لحن پند و اندرز دارد که برای مخاطب نوجوان دافعه ایجاد می‌کند.

-در شماره 5، مطلب با سرکلیشه «زندگی» و عنوان «چطور با هم کار کنیم؟»(ص 43-42) کار گروهی را مطرح می‌کند. تصویر با آشنایی­زدایی کار گروهی موش و گربه را نشان می‎دهد. برخلاف تصویر، متن آموزش مستقیم دارد و بهتر بود مفاهیم را تمثیلی یا مصداقی توضیح می‌داد. تصاویر ص 43 بیشتر صفحه آشپزی را به ذهن متبادر می­ کند. بهتر بود تصاویر با کار گروهی مرتبط باشد.

-در همین شماره، مطلب با سرکلیشه «زندگی» و عنوان «آیا بی­کاری خوب است؟» (ص80-81) نویسنده به بی­کاری و کسالت اشاره دارد که ممکن است راه را برای خلاقیت باز کند. در پایان از مخاطب پرسیده شده «شما چه فکر میکنی؟» که جمله صحیح «شما چه فکر می­کنید؟» است.  

-در همین شماره، با سرکلیشه «زندگی» مخاطب با مطلب «پدربزرگ و مادربزرگ/ ابرقهرمانان ما در لباس مبدل!» (ص82-85) با رویکرد ارتباط بین دو نسل مواجه می‌شود. نشریه در انتخاب تصاویر و بیان مسأله ضعیف عمل کرده است. زیرا عنوان مطلب، اغراق‌آمیز و نامفهوم است (ابرقهرمانان و لباس مبدل). در ص 83، به جای عبارت  «کارآگاهان فرهنگی» بهتر بود «آموزگاران فرهنگی» آورده می‎شد.کراپ‌های نامناسب، برخی تصاویر نامرتبط، توضیحات مناسب والدین و نه فرزندان، آموزش مستقیم، حروف­چینی نامناسب ، کلی­ گویی و بدون مصداق در شرح مطلب از نکات ضعف این صفحه است.

 -در شماره 7، مطلب با سرکلیشه «زندگی» و عنوان «لذت یک تجربه» (ص 21-20) درصدد بوده نکات مثبت تجربه‌گرایی و نوجویی و ریسک‌کردن را مطرح کند که در این راستا به دلیل پرداخت ضعیف، ترجمه بد و عدم رعایت قواعد نگارشی و ویرایشی موفق عمل نکرده است. مطلب خالی از پشتوانه دانش روان­شناسی کودک است و یک ‌سری ترس‌ها را القاء می‌کند مانند جمله: «اگر مدرسه جدیدی را شروع کنی، ممکن است این کار برایت عجیب و ترسناک باشد.» افزون بر آن جمله اشکال ویرایشی دارد و مدرسه جدید را شروع نمی­ کنند؛ بلکه باید گفته می­ شد «اگر به مدرسه جدیدی بروی» یا عبارت «هر روز فقط یک روزت را مصرف کن»، ترجمه بدی دارد. یا به‌جای عبارت «ماهر شدن در روبرویی با تغییرات ...» بهتر بود «مهارت رویارویی با تغییرات» آورده می‌شد.

 -در همین شماره، مطلب با سرکلیشه «زندگی» و عنوان «هر تصمیم چه‌قدر خرج دارد»(ص 23-22) درباره یکی از نیازهای نوجوانان و فرصت­ ها است. نویسنده بدون ارائه راهکارهای جدید و مدرن و به ‌شیوه کلیشه‌ای نصیحت‌کردن  همه چیز را بین 0 تا 100 در دسته خوب‌ها و بدها قرار داده است. هم­چنین با شرح ناواضحی از 3 اصطلاح «نیاز و خواسته و هزینه‌فرصت» موضوع از دست رفته ‌است. ضمن این که روایت بودن میان‌تیتر و دسته‌بندی موضوعی، خواننده را خسته و سردرگم می‌کند.

-در همین شماره، مطلب با سرکلیشه «زندگی» و عنوان «شروع پر قدرت»، (ص 25-24) درباره آماده شدن کودک برای شروع سال تحصیلی است. برخی از تیترها اشکال دارد مانند «قدرت لباس پوشیدن» و « قدرتت را آزمایش کن»  مطالب آمرانه است و ضعف در ویرایش دیده می­ شود. به طور مثال در شماره 4، ص 25، متن احتیاج به ویرایش دارد تا روان شود.

-در همین شماره، مطلب بدون سرکلیشه با عنوان «حرف بزن»، (ص 73-75) مرتبط با مهارت‌های زندگی، دربارة دادن راه حل برای مشکلات است. نویسنده در جای­جای مطلب به مخاطب نگرانی را القا می­کند مانند ص 75 که آمده: «نگران حضور یک دوست جدید در گروه دوستی فعلی هستی؟» و از این دست جملات در متن آمده است: «اتفاقات هرقدر دشوار باشند، بالاخره حل می‌شوند!» که همیشه چنین نیست، باید آماده شکست هم بود. در جایی دیگر آمده: «این می‌تواند وسوسه‌انگیز باشد که فکر کنی من تنها هستم و کسی نمی‌تواند کمکم کند.» بهتر بود به جای وسوسه ­انگیز، تأمل‌برانگیز آورده می‌شد. به طور کل نویسنده نتوانسته از عهده ارائه راه­کار مناسب برای مخاطب به خوبی برآید. تصویر تیر و کمان و قلب با متن مرتبط نیست و تداعی کننده چه مفهومی است؟

·         در مجموع موضوع ­ها، متنوع و انتخاب آن مناسب است اما مانند بسیاری دیگر از موضوع ­های مجله، تحت تأثیر پرداخت ضعیف یا ترجمه ناروان قرار دارد. بهتر است با ویرایش متن، روان‌کردن جملات، کمک گرفتن از گروه مترجمان قوی‌تر و ارائه منبع و مأخذ بر غنای این صفحه و تأثیرگذاری آن بر مخاطب افزوده شود. پیشنهاد می ­شود برای تنفس بین موضوع­ های مجله بهتر است این گونه مطالب با فاصله از هم در مجله به چاپ رسند. در شماره 7، سه مطلب از مهارت زندگی در ادامه یک­دیگر قرار دارد. از سوی دیگر موضوع­ ها در شماره­ های مختلف با برنامه­ ریزی و تعادل به چاپ رسند. به طور مثال در شماره 4 یک مورد و در شماره 7، 4 مورد از مهارت­ های زندگی دیده شده است. 

هنر

بخش هنر با سرکلیشه تصویری و نوشتاری «هنر» شامل نقاشی و عکاسی است.

نقاشی

در شماره 4، مطلب با سرکلیشه «هنر» و عنوان «نقاشی به اضافه عکاسی» (ص16 الی21) مخاطب با «دارن پیرسون» عکاسی که با نور نقاشی می­کند، آشنا می شود. این هنرمند عکاس و خلاق با الگو برداری از روش «جون میلی» که در گذشته عکس­هایی از «پابلو پیکاسو» گرفته است، عکس­های خلاقانه­ای را به تصویر می­ کشد. متاسفانه در مطلب مورد نظر به این موضوع از نظر فنی هیچ اشاره­ای نشده و تنها به ارائه اطلاعات عمومی در مورد یک هنرمند بسنده کرده است. این نوع عکاسی با تغییر دادن تنظیمات دوربین عکاسی، قابل اجرا و برای رده سنی نوجوانان هیجان انگیز است. در این مطلب مجموعا 6 عکس از «دارن پیرسون» که 3 عکس به صورت دوصفحه­ ای صفحه­ بندی شده است و دو عکس از نقاش معروف «پابلو پیکاسو» مشاهده می­ شود. فارغ از این که تماشای این تصاویر از جهت بصری می­تواند قابل قبول باشد ولی با توجه به جنس کاغذ نشریه و حجم زیاد رنگ­های تیره، رنگ­های مشکی غلظت خود را از دست داده­ اند و باعث کاهش کیفیت عکس­ها شده است به همین منظور پیشنهاد می­ شود از چاپ مطلبی که محوریت اصلی آن تصویر و رنگ­های تیره است پرهیز شود و یا در صورت امکان بر روی کاغذ گلاسه چاپ شود. لازم به ذکر است در مطلب مورد نظر برای رنگ فونت مطالب، رنگ پس ­زمینه مخالف و برای تصاویر نیز قاب­های زرد رنگ انتخاب شده است. هم­چنین فونت تیتر مطلب با افکت ­های درخشندگی و رنگ زرد، نور و درخشندگی را تداعی می­ کند که با موضوع هماهنگی بصری دارد و خوانش را برای مخاطب راحت و جذاب می­ کند.

-در همین شماره مطلب با عنوان «داستان نقاشی»(ص 46-51) مخاطب با تاریخ نقاشی با توجه به نوع سبک آشنا می­ شود. اشاره به معادل تاریخ میلادی و هجری خورشیدی برای نوجوانان می تواند نکته حائز اهمیتی باشد ولی تصاویر به دلیل چاپ در اندازه کوچک گویای مطلب نیست. هم­چنین استفاده از تصاویر شاخص سبک ­های مختلف تاریخ نقاشی از آثار نقاشان معروف، بدون شک در کنار ارائه تاریخ هنر، اطلاعات عمومی را نیز در بر می­گیرد که برای رده سنی نوجوانان مناسب بوده و برای کودکان فاقد ارزش است. کاراکتر شخصیت بر روی پله «ب» و المان فلش­ های قرمز برای خواندن درست و بهتر، از خلاقیت تهیه کننده و مسئول صفحه و یا صفحه­ آرا نشأت می­ گیرد ولی متاسفانه به خوبی از این المان استفاده نشده است. تکرار مکرر یک مدل در صفحات پی­ درپی به گونه­ ای که در برش کاغذ هم نیمی از آن­ها از بین رفته است و نبودن ارتباط بین شخصیتی که راهنمای صفحه هنر است با مطالب نشریه، بسیار نامتناسب است. شاید استفاده از پله نوعی سفر در زمان یا ورود به زیرزمین را تداعی کند ولی استفاده از وکتورهای آماده، دست کم گرفتن سلیقه ­ی زیباشناسی مخاطب محسوب می­ شود.

عکاسی  

عکاسی در دو بخش «مسابقه عکس های طبیعت و تکامل سال 2023» و «وقتی دریا می­ میرد» دیده می ­شود.

-در شماره 7، عکاسی با عنوان «مسابقه عکاسی بوم شناسی و تکامل سال 2023»  (صص 16 الی 19) و سرکلیشه­ ی «هنر»، خواننده با برندگان در چهار بخش «تحقیق در عمل»، «حفاظت از سیاره ما»، «گیاهان و قارچ­ها» و «دیرینه پژوهی» آشنا می­ شود. افزون بر آن او شاهد چهار صفحه از عکس­های برگزیدگان و عکاسان آن­ها است که به جز بخش «حفاظت از سیاره ما» که یک عکس دارد در تمامی بخش­های دیگر دو تصویر برگزیده شده و یک عکس به عنوان برنده اصلی از «کونلیا ساتلر» انتخاب شده است. متاسفانه مطالب مورد نظر فاقد منبع، نام نویسنده و گردآورنده است. مکان و زمان تصاویر نیز مشخص نیست و توضیحات مربوط به عکس­ها اطلاعات دقیقی به خواننده ارائه نمی­ دهد. چیدمان و صفحه­ آرایی مطلب مناسب است و تصاویر با کادربندی رنگی از یک­دیگر جدا شده ­اند. اما محتوای مطالب  مناسب نوجوانان است و بیشتر جنبه علمی و اطلاعات عمومی دارد تا هنری. در صفحه 18توضیحات دو عکس مشابه یک­دیگر است. بهتر است مطالب، پس از صفحه ­آرایی یک دور  بازخوانی و نمونه خوانی شوند.  

پیشنهاد می­ شود اسامی لاتین در نشریه در پی­ نوشت یا پرانتز با تلفظ درست بیاید و توضیحاتی در مورد اصطلاحاتی مانند دیرینه پژوهی، قارچ مهاجم و امثالهم برای درک بهتر مطلب ضمیمه شود.

-در همین شماره مطلب با عنوان «وقتی دریا می­ میرد» (ص 48 -51) مخاطب را با آثار «آنوار پاتخه» عکاس مکزیکی آشنا می­ کند. او غواصی است که بیشتر عکس­های خود را از دنیای زیر آب تهیه کرده و به همین دلیل، عکس­های این هنرمند، سیاه و سفید است. متاسفانه در توضیح و ارائه مطالب و اطلاعات در مورد عکاس و هدف از کارش برای خواننده مشخص نیست. چنین مطالبی قاعدتا برای رده سنی کودک مناسب نیست و برای سنین نوجوان بیشتر جنبه اطلاعات عمومی و علمی دارد تا هنری. هم­چنین نبود پی­ نوشت­ های اسامی به زبان انگلیسی مخاطب را در درست­ خوانی اسامی افراد دچار مشکل می­ کند که در تمامی مطالب نشریه، فقدان این موضوع احساس می­ شود.

تصویر نهنگ گوژپشت که در وسط نشریه چاپ شده است می ­توانست بر روی کاغذ گلاسه باشد و به عنوان پوستر انتخاب شود زیرا عکس با کیفیت بهتر نیازمند کاغذ ضخیم­ تری است. با این حال از نظر بصری 4 صفحه به عکس­های سیاه و سفید این عکاس معروف اختصاص دارد. در چیدمان مطالب و صفحه­ آرایی از رنگ­های آبی و سفید استفاده شده است که در گرافیک صفحه و با توجه به محتوای متن قابلیت هم­نشینی رنگ­ها رعایت شده و قابل قبول است. لازم به ذکر است در گوشه کناری همین صفحه از بچة نهنگ به عنوان «گوساله» نام برده شده که صحیح نیست و به آن «بچه نهنگ» می­ گویند.

دانستنی­­ها

دانستنی­ها در شماره­ های بررسی شده شامل بدن انسان، اخبار حیوانات، دایناسورها، بلندترین آسمان­خراش، بازی، تکنولوژی و زمین است.

بدن انسان

تعداد 4 مطلب دانستنی با سرکلیشه «بدن انسان» درصفحات غیر ثابت منتشر شده است. مطالب در سه مورد مرتبط با مغز و عمل­کرد آن و یک مورد درباره­ ی پرندگان است که با بدن انسان مرتبط نیست.

-در شماره4، عنوان مطلب «چرا افراد به شکل­های متفاوت فکر می ­کنند؟» با محتوای متن هماهنگ نیست. در نگاه اول چنین تصور می­شود که مطلب به مقوله تفکر بپردازد؛ در حالی که مطلب درباره تعریف سندروم و بیماری سندروم داون است. در مطلب تناقض وجود دارد زیرا در جایی آمده «کودکان مبتلا به سندروم داون توانایی یادگرفتن ندارند» و در ادامه آمده «آن­ها در زمان طولانی­ تری مهارت­های اصلی را یاد می­ گیرند.» که جمله دوم صحیح است. نویسنده پس از سندروم داون، از چهار اختلال مغز سخن به میان آورده است. با توجه به اهمیت اختلال­ ها، نشریه برای آشنایی مخاطب با این اختلال­ ها نه تنها  تعریفی ارائه نداده بلکه فقط به اطلاعات مختصر اکتفا کرده است.

-در شماره 5، خواننده با عنوان جذاب «چرا وقتی بستنی می­ خوریم مغزمان یخ می­ کند؟» مواجه می ­شود. نویسنده نخست با لحنی صمیمی درباره تاثیر سرما بر مغز و نام سخت آن (گانگلیو نورالژی اسفنوپالاتین) سخن می­ گوید و در ادامه آن را توضیح می دهد. شیوه توضیح تداعی کننده مطالب درسی است و جذابیت عنوان را از بین می ­برد. در متن اشتباه تایپی به چشم می خورد؛ اصطلاح «گانگلیون» به اشتباه «گانگلیو» تایپ شده است. در صفحه79 جمله «اما این کام سرد شماست که باعث حرکت مبارزه با یخ زدن مغز شده است.» نامفهوم است که نشان از ترجمه نامناسب دارد. تصویر مغز درون قالب یخ بر روی چوب بستنی جذاب و با محتوای متن مرتبط است.

-در شماره 7، عنوان مطلب «چه می­شد اگر مثل عقاب بال داشتیم؟» با رویای دیرینه انسان یعنی پرواز پیوند خورده است. نویسنده مخاطب را برای یک پرواز خیال­انگیز آماده می­کند و در ادامه به مقایسه بدن انسان و پرندگان می پردازد و می­ خواهد مخاطب را متقاعد کند همان بهتر که بال نداشته باشد. در واقع نویسنده مخاطب را از اوج خیال پایین می­ کشاند و بر پایه علم، واقعیت را بیان می­ کند. تصویر پسری را با لباس خلبانی و بال­هایی برای پرواز نشان می ­دهد. بخشی ازتصویر بال، برش خورده و ناقص است.   

-در همین شماره مطلب با عنوان «چرا شوخی مهم است؟» به تاثیر طنز و شوخی بر مغز پرداخته است. در صفحه 97 در جمله­ ای آمده است: «مغز ما می­ داند که «چگونه» باید کار کند. اما در دنیای واقعی بسیاری از «چیزها» همان طور که انتظار داریم انجام نمی­ شود.» منظور از «چیزها»  در جمله مشخص نیست.  

·                 به طور کلی مطالب سه شماره در بخش «بدن انسان» علمی و در زمینه پزشکی با اطلاعات ناقص، بریده  بریده و فاقد منبع ارائه شده است. مطالب ارائه شده، ترجمه روان و مناسبی ندارند به همین علت برای درک مطالب، لازم است دو یا چند بار خوانده شود که از حوصله مخاطب خارج است. پیشنهاد می­ شود در صورت استفاده از اصطلاحات خاص و جدید برای تلفظ صحیح، واژه لاتین آن در پی نوشت آورده شود.

اخبار حیوانات  

در سه شماره بررسی شده «اخبار حیوانات» در صفحات ثابت با سرکلیشه نوشتاری «حیوانات» و تصویری «تمساح» دیده می­ شود.

-در شماره ۴، تعداد 12 مطلب در 8 صفحه درباره حیوانات است. صفحه ۱۲ اشاره به پروتز حیوانات با مثال پروتز پای یک زرافه تحسین برانگیز است، زیرا پرداختن به چنین موضوعی برای مخاطب جذاب است و او را برای توجه و حفظ سلامت حیوانات حساس می­کند.

-در شماره ۵، تعداد 7 مطلب در 8 صفحه اطلاعاتی درباره حیوانات است. مطلب با عنوان «عمر طولانی ­تر در کنار دوستان!» از فواید زندگی گروهی حیوانات سخن به میان می­ آورد. تصویر، دو اسب را در وسط صفحه، یک نهنگ را بالای سر دو اسب و یک جوجه تیغی را بر روی پای اسب نشان می­ دهد. تصاویر غالب بر متن هستند. گرچه صفحه­ آرا خواسته متن و تصویر هماهنگ باشند ولی چیدمان نابسامان تصاویر از زیبایی ­شناسی صفحه کاسته است.  افزون بر آن نشریه از زندگی جمعی اسب­ ها در حیات وحش سخن می­ گوید در صورتی که یکی از اسب­ ها پوشش محافظ در اصطبل را دارد. در صفحه ۱۱ متن و تصویر اطلاعات ناقص و اشتباهی را به خواننده منتقل می­ کنند زیرا تصویر زرافه را نشان می­دهد در صورتی که متن درباره دایناسور «سودوپود» است.  

-در همین شماره صفحات ۶۰ و ۶۵ با سرکلیشه نوشتاری «حیوانات» و تصویری «تمساح» و عنوان «بزرگترین حیوانات دنیا» دیده میشود. تعداد 10 مطلب در 6 صفحه باز هم اطلاعاتی درباره حیوانات است.  به صورت معکوس از شماره ۱۰ تا ۱ فهرستی از حیوانات با بیان بخشی از ویژگی­ های آنها نام برده و توضیح داده شده است. تصاویر مستند هماهنگ با متن از نکات مثبت این بخش است. شیوه فهرست کردن معکوس نشان دهنده مقایسه موضوع مورد بررسی است؛ در صورتی که در این بخش این حیوانات هر کدام در گونه خود غول پیکر محسوب میشوند و قرار نیست از لحاظ ابعاد با حیوانات سایر گونهها مقایسه شوند. بنابراین ممکن است مخاطب را دچار سردرگمی کند. متن بدون ذکر منبع، نام نویسنده یا مترجم است.

-در شماره ۷، تعداد 12 مطلب در 8 صفحه دانستنی درباره حیوانات است. در صفحه1۰، مطلب با عنوان «بزرگ ترین موجود همه­ ی تاریخذکر کلماتی مانند ممکن است...یا فکر می­کنند...برای یک مطلب علمی جایز نیست و صحت مطلب را زیر سوال میبرد. تصاویر مستند و هماهنگ با متن دیده می­شوند و عنوان­ها جذاب هستند.

·                 در مجموع توجه به اطلاعات درباره حیوانات و تلاش برای ایجاد پیوند مخاطب کودک و نوجوان با طبیعت در نشریه از نکات مثبت بشمار می­ آید اما پردازش مطالب توجه بیشتری را می­ طلبد. مطالب غالبا اطلاعات عمومی و دانستنی هستند و به دلیل نداشتن ویژگی­ های خبر انتخاب عنوان «اخبار حیوانات» برای این بخش مناسب نیست. در سه شماره، با توجه به حجم زیاد مطالب و صفحات آن در این بخش (41 مطلب و 30 صفحه) نشریه می­ توانست به جای پراکندگی اطلاعات درباره حیوانات هر شماره را به یک گونه از حیوانات اختصاص دهد تا ماندگاری آن در ذهن مخاطب بیشتر باشد. پیشنهاد می­ شود همراه تصاویر مستند منابع مطالب، ذکر و برای واژگان ناآشنا، اسامی لاتین در پی ­نوشت آورده شود.

دایناسور

انتشار مطلب با سرکلیشه نوشتاری و تصویری «دایناسور» در شماره ­های بررسی شده مورد علاقه مخاطبان است.

-در شماره 4، مطلب با عنوان­ های «جنگ غذا»، «گیاه­ خوار غول­ پیکر» و  «سه در برابر یک» در 10 صفحه به معرفی گونه ­هایی از دایناسورها پرداخته است. مطالب به صورت اطلاعات در کادرهایی در داخل قاب­های تصاویر دیده می شوند. در صفحه 66 قاب اول آمده: «شیردال­ها سر عقاب، بدن شیر و دم مار و گاهی بال داشتند» که اطلاعات اشتباه به مخاطب داده شده است. زیرا شیردال­ ها دم شیر داشتند چنان­چه تصویر نیز دم شیر را نشان می­دهد. نشریه در آخرین صفحه به ناگاه درباره اژدها و فرهنگ عامه می­ گوید که ارتباطی با مطلب قبلی ندارد. در صفحه 65 قاب آخر آمده: «و این اسکلت­ها در بخش ­هایی از اروپا پیدا شدند که برای یک فیل خیلی سرد بود.»که به ویرایش نیاز دارد. تصویر در صفحه 58 برش خورده و در امتداد تصویر 59 نیست. در حالی که تصاویر صفحات کناری این بخش در امتداد هم هستند.

-در شماره 5، این بخش با عنوان «دایناسورها پر و بال و استخوان ­ها» در 10 صفحه، شروع می­ شود. در پایین صفحه «ثانیه اول : 01» دیده می­شود که علت آن مشخص نیست. نشریه به اطلاعات علمی درباره انقلاب صنعتی و کشف فسیل­ دایناسورها در دوران مختلف می­ پردازد. متن اطلاعاتی به روایتی تغییر کرده و اطلاعات در قالب کمیک استریپ منتقل شده است. هم­چنین گونه از واقع گرا به فانتزی تبدیل شده و از زبان دایناسورها مطالب ارائه می ­شوند. بهتر بود در پی­ نوشت اسامی ناآشنا مانند «تریلوبیت و ...» معرفی می ­شدند. در صفحه 41، در پاسخ به سئوال «چگونه می­توان برای دایناسورها نام انتخاب کرد؟» برای مخاطب راهکارهای غیر عملی ارائه شده است.

-در شماره 7، مطلب با عنوان «دایناسورها پر و بال و استخوان­ها» در 12 صفحه، شروع می شود. هم­چنان در پایین صفحه «ثانیه اول : 01» است که علت آن مشخص نیست. در این بخش مخاطب با اسامی چند دیرینه­ شناس آشنا می ­شود بهتر بود نشریه این دیرینه شناسان را معرفی می­ کرد. اطلاعات، بریده بریده آورده شده است به طور مثال از ماموت­ها به پرنده «دودو» پس از آن نظریة کوویه (هماهنگی اعضا) مطرح می­ شود سپس به حیوانات اسطوره ­ای می ­رسد. طرح مطالب به این صورت در ذهن مخاطب ماندگاری ندارد. از نکات مثبت این بخش تبدیل سال میلادی به خورشیدی و آوردن خلاصه ­ای از مطالب قسمت­ های قبل در ابتدای هر شماره، برای درک بهتر است. به طور کلی بررسی سه شماره نشان می­ دهد نشریه در این بخش یک­دست عمل نکرده که به موارد زیر می ­توان اشاره داشت:

- عنوان «دایناسورها پر و بال و استخوان­ ها» در شماره 4 در میانه مطلب و در دو شماره 5 و 7 تیتر شده است.

-تصویر شروع این بخش در شماره های 5 و 7 یکسان و همین تصویر در شماره 4 در وسط مطلب دیده می­ شود. که به نظر می ­رسد به اشتباه در این صفحه چاپ شده باشد و می­ بایست در اولین صفحه قرار می­گرفت تا با شماره ­های دیگر هماهنگ باشد.

-در شماره ­های 5 و7 علاوه بر اطلاعات،گفت­ وگوی شخصیت­ ها دربالون­ ها اضافه شده است.

·                در مجموع این بخش بین 10-12 صفحه و در کل 32 صفحه از مجله را به خود اختصاص داده که خواننده شاهد انبوهی از اطلاعات بدون پیوستگی است. بهتر است مطالبی از این دست که علاقه ­مندان زیادی دارد در صفحات محدودتر و با در نظر گرفتن اطلاعات منسجم منتشر شود. اطلاعات در برخی موارد ترجمه و پردازش مناسبی ندارد و نیازمند ویرایش است. تصاویر در بعضی صفحات برش خورده و ناقص است برای آن که خدشه­ ای به آن وارد نشود بهتر است تصاویر در مقیاس کوچکتری به چاپ رسند. اطلاعات ارائه شده فاقد منبع و نام پدیدآورنده یا گردآورنده و در حد گروه سنی مخاطب نوجوان است. پیشنهاد می ­شود در معرفی گونه­ های دایناسور، برای تلفظ درست، نام لاتین گونه­ ها در پی ­نوشت آورده شود.

نجوم

در شماره­ های 5 و 7، دو مطلب با سرکلیشه تصویری «کُره» و نوشتاری «نجوم» در صفحات غیر ثابت منتشر شده که در شماره 5، تعداد10صفحه و در شماره 7، 2 صفحه به این موضوع اختصاص یافته است. لازم به ذکر است برای بررسی این بخش از نظرات آقای دکتر «علی­رضا وفا» دکترای هوا فضا استفاده شده است.

-در شماره 5، صفحه 44، مطلب با عنوان «عکس­ های فضایی چطور ساخته می ­شوند؟» نشریه در کنار عکس­ های فضایی به توضیح هر یک پرداخته است.  به دلیل عدم استفاده از واژه­ های فنی و نبود دید تخصصی عنوان اشکال دارد. بهتر است عنوان مطلب به «تصاویر نجومی به چه صورت عکس­برداری می­ شوند؟» تغییر می­ یافت. از لحاظ محتوا، ترجمه متن ضعیف است به طوری که شاکله کلی مقاله دست­خوش تغییر شده و به صورت بریده بریده درآمده است. خواننده در بخش مقدمه، با یک سری مفاهیم از جمله نوردهی، رنگ و میزان نوردهی روبه­ رو می  ­شود اما در ادامه، مطالب ارتباطی با آن ندارند.

- در صفحه 47، مطلب «قطع دنباله» همراه با تصویری از آن توضیحات متن در زمینه عکس­برداری از این جِرم فضایی به لحاظ تخصصی اشتباه است. در متن آمده «عکاس خوش­ شانس به طور اتفاقی با این جِرم روبه­ رو شده است.» در حالی که بر اساس اطلاعات علمی، تصویر دنباله ­دار مورد نظر، یکی از تصاویر برگزیده سال 2022 انجمن «کالج سلطنتی لندن» است و عکاس این تصویر ذکر کرده من چکیده ده­ ها سال عکس را در این عکس متبلور کرده ­ام. از آنجا که به لحاظ علمی، اجرام آسمانی برای تکامل خود نیازمند گذر زمان هستند و تکامل این پدیده زمان­بر بوده و ممکن است بین چند روز تا چند سال به طول بیانجامد؛ بنابر این اطلاعات ارائه شده از نظرعلمی صحیح نیست.

-در صفحه 52 ، مطلبی دیگر با عنوان «ماه عصبانی» تصویر فروسرخی از قمر «آیو» که یکی از اقمار مشتری است کنار متن مشاهده می­ شود. اما در توضیحات، مشخص نشده ماه مورد بحث متعلق به زمین است یا به سیاره ­ای دیگر تعلق دارد. تنها در انتهای مطلب اشاره ­ای به منظومه شمسی شده که کافی نیست. بهتر بود از عنوان «عصبانی­ ترین ماه منظومه شمسی» برای مشخص ­تر شدن مطلب استفاده می­ شد. خط آخر به جای «آتشفشانی ­ترین»  آتشفشانی ­تر آمده و درباره اصطلاح «آیو» توضیحی داده نشده است.

-در شماره 7، مطلب با عنوان «جشن تولد سیاره ­ای» درباره مقایسه و محاسبه طول زندگی انسان بین منظومه شمسی و کره زمین است. برای انتقال مفاهیم این مطلب، مخاطب با اعداد و ارقام و سوالاتی روبه ­رو می ­شود که برای دست­یابی به پاسخ آن­ها نیازمند انجام محاسباتی است که از حوصله مخاطب خارج است. طرح مسئله به این شیوه  علاوه بر دور شدن از هدف اصلی، موجب دشواری در درک مطلب و سردرگمی مخاطب می­ شود. پیشنهاد می ­شود برای درک آسان­تر مطلب مثال­هایی ساده تر ارائه شود. به طوری که در ابتدا می­توان به این واقعیت علمی اشاره کرد که «هرچه از خورشید دورتر می­ شویم حرکت انتقالی سیارات کندتر می ­شود به همین دلیل گذر سال­ها در سیارات دیگر نسبت به سال زمینی طول بیشتری دارند.» به طور مثال از آن جا که سیاره مشتری تقریبا هر 12 سال زمینی یک دور به دور خورشید می­ چرخد حال اگر شخصی بر روی کره زمین60 سال سن داشته باشد سن او در سیاره مشتری4 سال خواهد بود. در محاسبات یاد شده در متن از واحد روز برای سنجش سن استفاده شده که از لحاظ علمی نادرست است و باید از واحد سال و توالی و تغییر سن یک فرد روی یک سیاره یا نسبت آن به زمین استفاده شود.

·                در مجموع گرچه گنجاندن بخش نجوم یکی از جذاب­ترین و محبوب­­ترین رشته ­ها در میان مخاطب نوجوان به شمار می ­رود، ترجمه و ویرایش تخصصی لازمه این گونه مقاله­ ها است. پیشنهاد می شود تعادلی بین حجم مطالب ارائه شده در شماره­ های مجله برقرار شود؛ چنانچه در شماره5 ، 10صفحه و در شماره 7، تنها 2  صفحه به این بخش اختصاص یافته است. قبل از ترجمه مطالب علمی از منابع به روز استفاده شود زیرا ممکن است تغییراتی در تعاریف و نظریه­ ها ایجاد شده باشد. آن گونه که در «جشن تولد سیاره­ ای» از پلوتون به عنوان سیاره نام برده شده است در حالی که نزدیک به بیست سال است طبق تعریف اختر شناسان، پلوتون دیگر سیاره محسوب نمی­شود و منظومه شمسی دارای 8 سیاره است. مطالب در هردو شماره فاقد منبع، نام نویسنده و مترجم است. در شماره 5، تصاویر غالب برمتن است و در هیچ­یک از تصاویر، نام تصویربردار دیده نمی ­شود. در استفاده از اصطلاحات یا کلمات تخصصی لازم است توضیح مختصری به صورت پی­ نوشت آورده شود.

زمین

-در شماره 5، صفحه 74-77 با سرکلیشه نوشتاری «زمین» و تصویری «کره زمین» و عنوان «چه می­ شد اگر کوه­ ها نبودند؟» مطلب درباره اهمیت کوه ­ها بر روی کره زمین در ارتباط با تنظیم و تعادل محیط زیست است. شیوه ارائه مطلب نزدیک به ارائه کتاب­های درسی است.

-در شماره ۷، صفحة ۴۴-45 با همان سرکلیشه و عنوان «خوش آمدید به پرو» نشریه کشور پرو را معرفی کرده است. نویسنده با زبانی ساده و صمیمی همراه با نقش ه­ای کارتونی از کشور پرو و تصاویری مستند مخاطب را با آداب و رسوم و فرهنگ، حیات­ وحش، موسیقی و غذای کشور پرو آشنا می­کند. پیشنهاد می­ شود نشریه به مطالبی با موضوع آشنایی با اقوام و آداب و رسوم ملل مختلف در شماره­های بعدی هم بپردازد و توجه مخاطب کودک و نوجوان را به اهمیت شناخت و آشنایی با فرهنگ ­های مختلف مردم جهان جلب کند.

بلندترین آسمان­ خراش­ های جهان

-در شماره ۴، مطلب با سرکلیشه نوشتاری «فعالیت« و تصویری «تکه ­های پازل» با عنوان «بلندترین آسمان­ خراش ­های جهان» به قلم «راحیل صولی» دیده می­شود. سرکلیشه تداعی کننده بازی است در صورتی که متن دانستنی است که  با آن هم­خوانی ندارد. در این بخش چهار آسمان خراش بلند جهان همراه با تصاویری مستند و زیبا فهرست شده­ اند. از نظر دستوری کلمه «آسمان­ خراش» در عنوان باید بدون فاصله نوشته شود. در صفحه ۷۶ و ۷۷ آخرین آسمان خراش(برج خلیفه) بلندترین برج معرفی شده که سایر آسمان ­خراش­ ها با آن مقایسه می­ شوند. بهتر بود به عنوان اولین برج در شروع مطلب آورده می­ شد و در ادامه سایر آسمان­ خراش­ ها در مقایسه­ ی با آن قرار داشتند. این بی نظمی در معرفی و بیان اعداد و ارقام مخاطب را سردرگم می­ کند و ماندگاری در ذهن ندارد. در استفاده از صفت عالی در زبان فارسی مقایسه یکی در بین همه است و همه آسمان­خراش­ها معرفی شده نمی­ توانند بلندترین باشند. بهتر بود عنوان به «آسمان­ خراش­ های بلند جهان» تغییر می­ کرد. در صفحه پایانی در توضیحات «برج خلیفه» اشکال نگارشی دیده می شود. گفتنی است اشکال نگارشی در بیشتر متن­ های نشریه وجود دارد.

تکنولوژی

در شماره ۵، صفحه1۶-۲3 با سرکلیشه نوشتاری «تکنولوژی» مطالبی را با عنوان «هوش مصنوعی چطور آینده را تغییر می دهد؟» آورده شده است. در این بخش مطالب علمی با موضوع مورد توجه دنیای امروز همراه با تصاویری از رباتی هوشمند، بیان شده است. فهرستی از انواع هوش مصنوعی آورده شده که حجم مطالب زیاد، در ذهن ماندگاری ندارد و از حوصلة مخاطب خارج است. پیشنهاد می­ شود مطالب خلاصه ­تر، همراه با پی­ نوشت از کلمات لاتین باشد تا مخاطب فرصت جست ­وجو و درک بهتری از اطلاعات داده شده را داشته باشد.

بازی

-در شماره ۴، صفحات ۹۶ و ۹۷ با سرکلیشه «بازی» و عنوان «آیا بازی­ های ویدیویی ما را باهوش ­تر می ­کند؟» مطلبی مرتبط با تاثیر بازی­ های ویدیویی بر تقویت مهارت­های شناختی کودکان آورده شده است. در این بخش نشریه با بیان نتایج یک­سری از آزمایش­ها و مقایسه بازی­های فکری و ویدیویی توجه مخاطب را به پیامدهای مثبت آن­ مانند ایجاد لذت و سرگرمی، افزایش دقت و تمرکز و... جلب می ک­ند. نشریه منبع، زمان و مکان تحقیقات انجام شده را ذکر نکرده است که اعتبارسنجی صحت مطالب را برای مخاطب دشوار می­ کند. بهتر بود مطلب با توضیحات تکمیلی مانند تعریف «هوش» آغاز می­  شد زیرا هوش­ انواع و تعاریف بسیار دارد تا خواننده درک بهتر و بیشتری از متن داشته باشد. سرکلیشه «بازی» با متن هماهنگ نیست زیرا متن دانستنی است نه معرفی بازی و مهم­تر از آن مخاطب مطلب ارائه شده بزرگسال است. در نشریاتی که مخاطب آن کودک و نوجوان است نباید مطلبی برای مخاطب بزرگسال به چاپ رسد. چنان­چه نشریه اصرار به آن دارد باید در صفحات ضمیمه جداگانه به چاپ رسد.

پیشنهادها

برای ارتقاء کیفی مجله پیشنهاد می­شود:

·                در نشریه نشانی از وجوه ژورنالیستی هم­چون خبر، گزارش و گفت ­وگو و بخش ارتباطی دیده نمی­شود. نشریه به وجه ژورنالیستی توجه نشان دهد.

·                اکثر داستان ها ترجمه است از داستان تالیف با درنظرداشتن تعادل بین داستان تالیف و ترجمه استفاده شود.

·                به شعر توجه شود زیرا در نشریه شعری دیده نمی ­شود.

·                از میزان دانستنی­ها کاسته شود و بیشتر لذت و سرگرمی مد نظر قرار گیرد.

·                به سرگرمی­ها تنوع بخشد.

·                مطالب ویرایش نگارشی و محتوایی شوند.

·                عنوان بخش «اخبار حیوانات» تغییر کند زیرا مطالب خبر نیستند و جنبه دانستنی دارند.

·                نشریه نام پدیدآورندگان و منابع استفاده شده را برای مطالب ذکر کند؛ زیرا به آن سندیت می­بخشد. در هیچ­یک از قسمت­های نشریه، نام پدیدآورنده (نویسنده و تصویرگر) و منبع مطالب وجود ندارد و این خود می­تواند به عنوان ضعف بزرگی در نشریه به حساب بیاید. عدم ذکر منبع، بی اعتباری و نبود اسم مولف، بی اعتمادی بین مجله و خواننده را پدید می آورد و این شیوه روزنامه نگاری در نشریات کودک و نوجوان می تواند آموزش رویه ­ای نادرست را به آن­ها بدهد که غیر قابل جبران است.

·                در هر بخش مخاطب با انبوهی از مطالب مواجه می­ شود که خارج از حوصله اوست. بهتر است از حجم مطالب انتخابی در هر بخش کاسته شود.

سخن آخر

بررسی نشان می­ دهد تعادلی بین مطالب نشریه دیده نمی ­شود. بیشتر مطالب دانستنی و آن هم با شیوه ارائه کتاب­های درسی و کتاب­های اطلاعات عمومی است و به نظر می­رسد بیشتر برای پر کردن صفحات مجله باشد. گروه بررسی نشریات شورای کتاب کودک به مسئولین نشریه خسته نباشید می­گوید و آرزومند است با به­ کارگیری پیشنهادهای ارائه شده، مجله از کیفیت بهتری برخوردار شود.

 

گروه بررسی نشریات

شورای کتاب کودک

                                                                                                                                                                                                                                                    تابستان 1403


«خوانش گروهی کتاب»

   

شورای کتاب کودک برگزار می‌کند:
چهل و دومین جلسه؛ باهم کتاب می‌خوانیم و از هم می‌شنویم
جلسه خوانش گروهی:
کتاب "کرمی که عقاب را نجات داد"  اثر حمیدرضا توکلی، تصویرگر دلارام فقانی و ناشر فاطمی، کتاب طوطی
(بلندخوانی - گفتگو )
رایگان- آنلاین- گوگل‌میت
مخاطب: ۸+
ظرفیت ۳۰ نفر
تسهیلگری جلسه:
  شیرین هاشمیان
زمان:
شنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۴  ساعت  ۱۷- ۱۹
ثبت نام:
نام و نام خانوادگی، سن و شهر یا روستا محل زندگی‌تان را به شماره وات‌سپ ۰۹۱۹۶۵۵۲۱۰۳ شورای کتاب کودک بفرستید.
در این جلسه مروجان، کتابداران، و آموزگاران علاقه‌مند به ترویج کتابخوانی، به عنوان شنونده می‌توانند شرکت کنند.
 برگرفته از کانال تلگرام :شورای_کتاب_کودک

نمایشگاه کتاب تهران ۱۴۰۴


                       

مثل هر سال ما را می‌توانید در نمایشگاه کتاب پیدا کنید.
آدرس غرفه فرهنگنامه کودکان و نوجوانان در بخش بزرگسال نمایشگاه:  شبستان، ورودی ۵۴، راهروی ۲۰، غرفه ۴۸۵
آدرس غرفه فرهنگنامه در بخش کودک و نوجوان نمایشگاه: ورودی ۳، غرفه ۱۰۳
خوشحال می‌شویم؛
شما را در نمایشگاه کتاب ببینیم!
برگرفته از کانال تلگرام:   شورای_کتاب_کودک

«زادروز جبار باغچه‌بان»


    

«من، جبار باغچه بان، هرگز شایسته ندانسته‌ام بر تلاش‌ها و رنج‌های خود نام «خدمت به جامعه» بگذارم و مردم را مدیون خود بدانم. در تنهایی هنگامی که خاطرات خود را از روز تولد تا کنون مرور می‌کنم و دراین‌باره می‌اندیشم به این نتیجه می‌رسم هیچ بهانه‌ای برای آن که بتوانم خود را خدمتگزار جامعه بدانم وجود ندارد.»

@koodaki_orgبرگرفته از کانال تلگرام  مؤسسه پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان