خانم رایلى به بچهها گفت: «خب، الان نشانتان مىدهم کتاب را چه طورى به کتابخانه برگردانید. فقط کافى است کتاب را از لاى این دریچه بیندازید تو، این طورى. و کتابى را که دستش بود، از لاى دریچه انداخت تو.
- خب حالا برویم ببینیم کتابى که انداختیم، کجا رفته وبعدش جه مى شود.
آملیا بدلیا کَفت: «اى واى!»
بچهها دنبال خانم رایلى راه افتادند تا از نزدیک ببینند کتاب کجا افتاده. خانم رایلى دستش را توى یکى از سطلهاى مخصوص کتاب کرد و قوطى خالى و مچالهى آب میوه را برداشت و گفت:
«خب، این یکى را مىاندازیم توى سطل زباله و قوطى را توى سطل کاغذهاى باطله انداخت.
-این کتاب را ببینید، خیس و چسبناک شده. براى همین است که دوست نداریم کسى توى کتابخانه خوراکى یا آب میوه بخورد.»
برگرفته از کانال تلگرام خانه کتابدار https://t.me/khanehketabdar